تبليغاتX
سرمد

موضوع مصاحبه که مطرح شد ناخودآگاه لبخندی روی لبمان نشست ؛ خوشرویی : موضوعی که نام بردن از آن هم انسان را شاد می کند . روی خوش و خلق حسن، نوش دارویی که می تواند ریشه ی بسیاری  از مشکلات را بخشکاند. از نظر روان شناسی هم ثابت شده که حتی، لبخند تصنعی هم می تواند بار مثبت داشته باشد . خوشرویی ؛ انسان را به یاد نبی اکرم می اندازد ،کسی که به خاطر خلق نیک و اخلاق پسندیده مفتخر به دریافت مدال جاودان خلق عظیم از سوی خداوند گردید .

موضوع مصاحبه را با جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا گرجی در میان گذاشتیم و با همان خوشرویی که از ایشان سراغ داشتیم ما را پذیرفتند و کلاس صبح جمعه ی خود را که در یک فضای بسیار صمیمی در آموزش و پرورش ناحیه 3 در حضور خواهران حافظ و قاری قرآن تشکیل داده بودندرا تبدیل به جلسه ی پرسش و پاسخ کردند که ماحصل کار بسیار رضایت بخش بود .

ضمن عرض سلام و تشکر از شما استاد ارجمند و خواهران گرامی ؛ بعنوان اولین سوال : تعریف خوشرویی را برای ما بفرمائید ؛ خوشرویی یعنی چه ؟ معارف اسلامی ما سه بخش است بخش اول اصول و عقائد ،بخش دوم فقه یا احکام اسلامی و بخش سوم اخلاق اسلامی . مجموعه ی صفاتی که یک مسلمان باید خودش را به آنها زینت ببخشد  و اضداد آن را از خودش دور کند ، بعنوان مثال متواضع باشد و تکبر را از خودش دور کند ، یک بخش از مباحث اخلاق اسلامی ما موضوع خوشرویی است که در روایات اسلامی به گشاده رویی یا بشاشیت در برخورد با مردم معروف است به این معنا که انسان در برخورد با مردم با روی باز و لب خندان برخورد کند که از صفات بسیار پسندیده ی اسلام است .

ویژگی ها و صفات یک انسان خوشرو چیست ، یعنی یک انسان باید چه رفتاری داشته باشد تا بگویند او فرد خوشرویی است ؟

در مورد خوشرویی اجازه بدهید که عرض کنم حضرت امیر المومنین علی (ع) می فرماید :«البشر اول البر » خوشرویی سرآغاز همه خوبیهاست . اما افراد خوشرو خصوصیاتی دارند اول آنکه در مواجهه با مردم و در ملاقات با مؤمنین با روی خوش و با لب خندان با چهر ه ای بشاش ظاهر می شوند حضرت علی (ع) در نهج البلاغه دارند که « المومن بشره فی وجه و حزنه فی قلبه » مومن بشاشیت در چهره اش است اما حزن و اندوهش در قلبش پنهان است ، یعنی انسان مومن اگر غم و غصه ای هم دارد در قلب خودش مخفی می کند . در یک عبارت دیگر باز امیر المو منین دارند که مومنین وقتی همدیگر را ملاقات می کنند « یلقاه بالبشر اذا نهدیه » با روی خوش و گشاده رویی با همدیگر برخورد می کنند .

آیا مزاح و خوشرویی با هم فرق دارند ؟ موضوع مزاح یا همان شوخی خودمان یک بحث جدایی از خوشرویی است ممکن است در بعضی از موارد خوش اخلاقی ایجاب کند که انسان در جایی شوخ طبع باشد با مردم مطایبه کند یعنی حرفهای طیب و حرفهای قشنگ بزند ولی باب مجزایی است و در مباحث اخلاقی  اهل بیت عصمت و طهارت بابی را تحت عنوان باب المزاح یا باب الادخال السرور فی قلوب المومنین باز کرده اند به این مضمون که کاری کنیم که مؤمنان را شاد و خوشحال کند . البته می توان بین این دو جمع کرد یعنی منافاتی بین مزاح و خوشرویی نیست برای این که انسان خوشرو باشد طبیعتاً می توان بذله گو و شیرین  زبان و خوش گفتار هم باشد .

حاج آقا لطفاً برای ما از ابعاد خوشرویی هم توضیحاتی بفرمائید یعنی ابعاد خوشرویی در عرصه های مختلف سیاسی –اجتماعی – فرهنگی را بیان بفرمائید .

ابعاد خوشرویی خیلی زیاد است ، خوشرویی یک موضوع عام است وقتی انسانی خوشرو، خوش اخلاق ،بشاش و گشاده رو شد، در همه ی ابعاد زندگی این طور است . با مراجعه کننده، زیردست،  مافوق، اعضائ خانواده و شاگردان خوشرو و خوش اخلاق می شود. البته در مباحث سیاسی اجتماعی هم همین طور است ،در جریانات سیاسی چون بهر حال جناحها و گروههای سیاسی درگیری و اختلافاتی دارند ایرادی ندارد که انسان در حین حفظ اعتقادات و سلایق فکری خودش و اعتقادات جناحی در برخورد با جناح مقابل با اخلاق نیک برخورد کند. خدایی نکرده تحقیر یا تفکیر نکند و نظرات خودش را با روی باز ذکر کند و از نظرات جناح مقابل هم با روی باز استقابل کند .

به نظر شما روی زیبا ( زیبا رویی ) ارتباطی با خودش رویی دارد یعنی خوشرو بودن شخصی مستلزم داشتن روی زیبایی اوست ؟

نه ممکن است آدم هایی باشند که یازیاد زیبا نباشند اما اخلاقشان خوب باشد غالباً آقایان همین طور هستند ، خداوند متعال زیبایی را به زن مرحمت کرده و زیبایی مرد به اخلاق خوب اوست ولی گاهی هم بعضی از خانم ها هستند که از زیبایی آنچنانی برخوردار نیستند اما بخاطر اخلاق خوبی که دارند در محیط خانه در نزد همسر و فرزندانشان و اطرافیان محبوب هستند .  در روایتی از قول پیامبر اعظم داریم که ایشان فرموده اند :(اخلاق نیک را در نزد خوبرویان جستجو کنید) یعنی انسان هایی که خوب رو هستند غالباً خوش اخلاقندالبته این اعتقادی است ؛ شاید به خاطر این است که زیبایی ظاهر می تواند نشان از زیبایی روح باشد ولی علی التجربه امروزه دیده ایم که گاهی بر اثر تربیت غلط آدمهای زیبایی که بسیارپرخاشگر و بسیار ناراحت و از نظر اخلاقی و تربیتی بسیار مشکل دار هستند که این منوط به تربیت خانوادگی آن فرد می تواند باشد .

حاج آقا گاهی اتفاق می افتد که عده ای خوشرویی را مانعی برای قاطعیت و جدی بودن می دانند . نظر شما در این مورد چیست ؟آیا اگر انسان خوشرو بود دیگر نمی تواند جدی و قاطع باشد ؟

اگر معنای درستی از خوشرویی نفهمیده باشیم ، می تواند مانع جدی برای ما بشود. اگر ما فکر کنیم که خوش اخلاقی به این است که  به همه جواب مثبت بدهیم و همه کارهایی که از ما خواسته می شود را انجام بدهیم در اشتباه هستیم . اخلاق درست این است که انسان جایی که لازم است ،  نه بگوید و چیزی را نپذیرد. همیشه اخلاق خوب به بله گفتن ،تایید کردن و پذیرفتن نیست . باید ببینیم معنایی که از خوشرویی در وجود ما نقش بسته چیست .اگر معنای خوشرویی همان است که اهل بیت ما گفته اند پذیرفتنی است.

پس اگر چنین است اهل بیت ما چگونه متعادل رفتار کرده اند که همیشه میانه رو بوده اند  نه اهل مسخره و مزاح بوده اند و نه عبوس و ترش رو ؟

اهل بیت ما معادن جود و کرم و علم و دانش هستند ، آنها هرگز ودر هیچ زمینه ای اهل افراط و تفریط نبوده اند ما در اخباری که از ایشان و از زندگی نامه ها یشان بدستمان رسیده می خوانیم که در مقابل حاکمان جور و ستمکاران زمان هرگز از در آشتی و دوستی و خوشرویی وارد نشده اند و همیشه از اولین کسانی بوده اند که در صف مقابله ای با طاغوت زمان خودشان بودند ودر مقابل ضعیفان و مستضعفین  در مقابل یتیمان و افراد ضعیف جامعه در مقابل دوستان و پیروان خود تا حد امکان خوشور و مهربان بوده اند .

حاج آقا ما در جامعه افراد زیادی را می بینیم که منافق صفت هستند یعنی اینکه روی خوش و بازی دارند اما باطن زشت و پلید ، وظیفه ی ما با این گونه افراد چیست ؟

اگر تشخصی بدهیم که فردی واقعاً منافق است یعنی ظاهراً با ما خوب برخورد می کند ولی در باطن دشمن ماست ما در حدو و ظیفه ی ظاهریمان باید برخورد کنیم، یعنی اگر به ما سلام کرد ما نمی توانیم جوابش را ندهیم چون جواب سلام واجب است . اما با این گونه افراد نباید  صمیمی شد چون در رفاقت ها  و شراکت ها یشان با ما صادق نیستند. به این جور افراد نباید اعتماد کرد و مناسب امور را در اختیار شان بگزاریم .اما به طور کلی مسلمانان در برخورد با منافق مشرک در همه جوانب الا در موضع جنگ و نزاع باید با احترام و خوشرویی باشند، اتفاقاً یکی دلایل جذب افراد درصدر اسلام از ناحیه ی پیغمبر خوشرویی و مهربانی ایشان بوده است .

حاج آقا همان طوری که خودتان می دانید ما احادیث زیاد و متنوع و جالبی در رابطه ی با خوشرویی داریم ولی حدیثی که توجه من را به خودش جلب کرد حدیثی بود که در بحار و الانوار جلد 71صفحه 375 ذکر شده بود که همان طوری که خورشید برف را آب می کند اخلاق نیکو هم گناهان را ، لطفاً در این باب توضیح بفرمائید ؟

بله ما در احادیثمان داریم که وقتی پروندۀ انسان را به دستش می دهند ( عنوان الصحیفه المومن حسن الخلق ) یعنی رأس پرونده انسان  از اخلاق نیکو نوشته اند ، یکی از مسائلی که انسان را به خداوند نزدیک می کند و گناهان انسان را می بخشد اخلاق نیکو ست ،من روایتی دیده ام که روایت بسیار زیبا وقشنگی است به این مضمون که انسان با حسن خلق و اخلاق نیکو می تواند به درجه ی شب زنده داران و روزه داران برسد. می دانید که در قرآن اجر دو دسته گفته نشده است، یک روزه داران و دیگری شب زنده داران . خیلی از ما انسانها نمی توانیم شب زنده داری کنیم و یا خیلی ها نمی توانند روزه داری کنند فرموده اند بجای آن با مردم با روی خوش رفتار کنید ، می بینید که با خوش اخلاقی می توانیم به درجه ی شب زنده دارها و روزه دارها برسیم بله صحیح گفتید اخلاق نیکو گناهان را آب می کند  و می بخشد .

از آیه ی شریفه عبس چه برداشتی می شود با توجه به اینکه خداوند صریحاً در خدمت روی ترش کردن آیه نازل کرده اند ؟ .

این آیه داستان  و شأن نزولی دارد که متاسفانه اهل سنت آن را به خود حضرت محمد (ص) نسبت داده اند اما در منابع معتبر شیعی و روایی داریم که پیغمبر نبوده اند بلکه یکی از سرمایه دارهایی که در کنار پیغمبر نشسته بود و او از فقیر روی برگردانید و خدای متعال در خدمت این ترش رویی و بد اخلاقی که در حق این فقیر نابینا ابراز شد این آیه  نازل گردید که این یک بحث عمومی است. انسان نباید در برخورد با افراد رفتارش تغییر کند، با کسی که ثرومتند است و دارای مناسب بالای اجتماعی است خوب برخورد کند و با کسی که فقیر است برخورد نادرست و متکبرانه ای داشته باشد .

در قرآن کریم خداوند به حضرت موسی می گوید به سراغ فرعون برو و بازبان نرم و آرام با او حرف بزن، ازاین آیه چه برداشتی می شود چرا خداوند به حضرت موسی امر می کند که با فرعون که سمتکار بزرگی است  با زبان نرم و خوش حرف بزند  و از او نمی خواهد که با جدیت حرف بزند ؟

در موضوع هدایت و تربیت گمراهان خدای متعال به موسی و هارون می فرماید بروید به سوی فرعون چون او طغیان کرده، بعد فرمود « فقولا له قولاً لینا »  یعنی با "لین"  بازبان نرم و خوب حرف بزنید ،چون او متکبر و مغرور است شما با او آرام حرف بزنید تا انشاء الله در قلبش اثر بگذارد. خوب این یکی از شرایط امر به معروف است ، یکی از شرایط هدایت و رهبری این است که ملایم و با صبر و طاقت باشد با تندی و پرخاشگری با آه و ناله نمی توان کسی را هدایت کرد .

حاج آقا همه ما می دانیم که پیامبر اعظم از سوی خداوند به نام مبارک خلق عظیم مفتخر شدند ، لطفاً دلیل آن را بفرمائید ؟

بله یکی از افتخارات ما مسلمانان این است که خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به حضرت محمد(ص) می فرماید :( انک لعلی خلق عظیم ). اتفاقاً روایتی هم داریم که فردی نزد حضرت علی  (ع) رفت و به ایشان  می گوید که اخلاق پیغمبر را برای من بشمار ، حضرت به او فرمودند: تو نعمتهای دنیا را برای من بشمار تا من هم اخلاق پیغمبر را برای تو بشمارم . گفت یا علی خداوند در قرآن می فرماید :( ان تعد و نعمت الله لاتعسوها ) اگر بخواهید نعمتهای خداوند را به شمارش بیاورید نمی توانید . من به چه شکلی نعمتهای دنیا را برای شما بشمارم حضرت فرمودند: خداوند تمام  نعمتهای دنیا را تعبیر به قلیل کرده است (( قل متاع الدنیا قلیل )) متاع  دنیا کم است اما اخلاق پیغمبر را عظیم نام می برد (( انک لعلی خلق عظیم )) تو کم را نمی توانی بشماری انتظار داری که من عظیم را بشمارم در رابطه ی با اینکه چرا خداوند پیغمبر عظیم می نامد .

به علت صبر و استقامت و مدارا حلم و عفو و گذشت فروان پیامبر بود که واقعاً در برخورد با دشمنان خود شان مسیر محبت و مدار و عفو و خوشرویی را طی می کردند .

بالاترین مرتبه ی حسن خلق و خلق کریمه داشتن چیست با توجه به اینکه ما الگوی بزرگی چون پیامبر داریم ؟

بالاترین مرتبه ی حسن خلق روایات اسلامی سه چیز است :

1)     کسی که به ما ظلم کرده عفوش کنیم .

2)     کسی که حقمان را نداده حقش را بدهیم .

3)     کسی که با قطع رابطه کرده ، رابطه مان را با او قطع  نکنیم .

این در روایات است، اما اگر نظر شخصی من را بخواهید بالاترین درجه و حد اخلاق نیک این است که انسان هر چیزی  که برای خودش می خواهد برای دیگران هم بخواهد .

حاج آقا گرجی به نظر شما ، با وجود مشکلات و گرفتاریهای عدیده ای که مردم با آن دست به گریبان هستند چه راهکاری را توصیه می کنید که بر غم و مشکلات خود فائق آیند و با وجود تمام گرفتاریهای روی خوش نشان دهند ؟

ببینید خوشرویی و اخلاق اسلامی با شادی های زودگذر مبتذل بسیار فرق دارد . خوشرویی وقتی در وجود انسان شکل می گیرد که انسان از نظر فکری درست فکر کند ودرست ببینید ؛ همان طوری که همه می دانیم این دنیا دار مشکلات و گرفتاریهاست اگر فکر می کنید که کسی را پیدا می کنیم که مشکل و گرفتاری ندارد سخت در اشتباهید.

 ( دلی بی غم در این عالم نباشد     اگر باشد بنی آدم نباشد )

از یک طرف همه انسانها مشکل دارند و ازطرف دیگر اگر بخواهیم یک گوشه بنشینیم و غصه بخوریم و توی سرمان بزنیم و به تعبیر قرآن جزع و فزع کنیم مشکل دو برابر می شود پس بهتر است درک کنیم که همه این مشکلات را دارند . ثانیاً با غم و غصه چیزی حل نمی شود و با روی باز و با نشاط و امید  می شود راه حل بهتری پیدا کرد و بعد باید بدانیم که بسیاری از مشکلات که در زندگی بوجود آمده معلول عمل کرد خودمان است . انتخابهای غلط ؛ رفتارها و افکار و برخوردها عکس العمل های غلط بدنبال دارد باید بدنبال این باشیم که با برخورد نیک این مشکلات را از زندگی خودمان برطرف کنیم .

بار مثبتی که یک فرد خوشرو و مسوول دارای حسن خلق می تواند به جامعه بدهد چقدر است ؟

در مبحث الکتریکی داریم که بعضی از پدیده ها بار مثبت دارند و بعضی بار منفی حتماً منظور شما این است که وقتی انسان خوش اخلاق است بار مثبت یا به تعبیر امروزی ها به اطرافیانش می دهد،خوش رویی وخوش اخلاقی اصلاً خانواده را شکوفا می کند. گاهی اوقات وقتی پای صحبت فرد خوش اخلاق و خوش رویی می نشینید آرام می گیرد و مشکلات خود را فراموش می کنید .خوشرویی به انسان انرژی مثبت می دهد به زندگی امیدواری می دهد و برای آینده چشماندازی روشن می سازد .

حاج آقا به نظر شما چه چطور می شود خوشروبود ؟ ( حاج آقا اینجا می خندد و خواهران جمع هم می خندند )

الحمد الله خواهران همیشه خوش اخلاقند ؛ ( با خنده می گوید ) در جنس  زن اصولاً محبت و عواطف موج می زند این چیزی است که خداوند به زن داده است. بعضی وقتها است که انسان واقعاً احساس می کند که نمی تواند خوشرو باشد ، در این هنگام باید خودش را تربیت کند و این مستلزم ریاضت کشیدن است . انسان باید سعی کند  دنیارا با دید مثبت نگاه کند .

"به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست                 عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست"

من روایتی از جابربن عبد الله انصاری دیده ام، پیرمردی که اربعین امام حسین به کربلا آمده بود، خوب او در زمان امام محمد باقر خیلی پیر شده بود حضرت به او فرمود: جابر چه می کنی ( اودر آن هنگام خیلی پیر و ناتوان بود چون او زمان پیغمبر را درک کرده بود و ایشان به جابر فرموده بودند تو پسری از پسران من را می بینی که علم را می شکافد ( باقرالعلوم) یعنی شکافنده علم حضرت به او فرمود جابر چه می کنی ؟ جابر گفت: یا ابن رسول الله در زمانی زندگی می کنیم که پسری را بر جوانی ، بیماری را بر سلامتی و مرگ را بر حیات ترجیح داده ام، یعنی دیگر در آخرین روزهای عمرم هستم اما در پاسخ به جابر فرمودند ولی جابرما اهل البیت هیچ گاه این طرز تفکر را نداریم ، ما اهل  البیت چیزی را می پسندیم که خداوند برای ما پسندیده است . اگر او برای ما بیماری مرگ و اگر سلامتی را می پسندد ما همان چیزی را رضایت می دهیم که خداوند پسندیده است . این نشان دهنده  آن است که ما هم باید در مبانی اخلاقی مان به همین شکل فکر کنیم، به دنیا مثبت نگاه کنیم و به اطرافمان با دقت بیشتری نظر کنیم . هر اتفاقی در اطراف ما می افتد حتماً مصلحتی دارد با این تفکر می شود با نشاط امیدوار و خوشرو بود  .       به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست .

به نظر شما خوشرویی ارثی است یا اکتسابی ، یعنی انسانها خوش رو بودن و خوش اخلاق بودن را در ذات و ژن و توارث خود دارندیا بر اثر تجربه و یادگیری بدست می آورند ؟

ما مسلمانان شیعی مذهب در معارف اسلامی یک نظریه داریم به این مضمون که غیر از ویژگی های فیزیکی فرد مثل رنگ مو رنگ چشم- قد و گروه خون و ... ویژگی های روحی همه به فرزندان منتقل می شود،در این زمینه روایتی از امام صادق داریم که ایشان می فرماید: بادامنهای پاک وصلت کنید (تزوجو بالحجله الصالح فان العرق دساس المکارم )عرق یعنی خون ژل ، برای این ژن ویژگی های اخلاقی را منتقل می کند. لذا می بینم بعضی خانواده ها ذاتاً بردبارند و بعضی ذاتاً عجولند ، یعنی صبورند و بعضی دیگر زود عصبانی می شوند ، بعضی دل گنده اند دنیا را آب ببرد آنها راخواب می برد .

ما موارد زیادی از این نمونه ها دیده ایم پس  معتقدیم بخشی از اخلاق نیک ارثی است .اما ببینید وراثت هم همه مطلب نیست.  تربیت صحیح و ارتباط با محیط می تواند در شکل گیری شخصیت انسان مؤثر باشد، طبیعتاً وقتی انسان در خانه ای باشد که شادی و صلح و صفا از در ودیوارش می بارد به همین شکل بار می آید تا خانه ای که همیشه غم و اندوه دارد و به قول شما بار منفی دارد خوب به همان شکل بار می آید .

حاج آقا بعنوان آخرین سوال آیا به نظر شما خوشرویی باعث سوء استفاده از انسان نمی شود بخصوص در رابطه با خانم ها ؟

سوال بسیار خوب و به جایی را مطرح کردید ، اهل بیت عصمت و طهارت در چند مورد خوشرویی را منفی داشته اند و فرموده اند که نباید خوشرو بود. یک مورد آن زن در مقابل نامحرم نباید روی باز وروی خوش نشان دهد، بی احترامی و بی ادبی جایز نیست و نباید با کسی بی ادبانه حرف زد ولی باید جدی بود . در مقابل همسر وخانواده و محارم با اخلاق نیک رفتارکند، لذا قرآن می فرماید: در حرف زدن با نامحرم صدایتان را نازک نکنید، جدی و محکم صحبت کنید ، در مقابل منکرات هم نباید روی خوش نشان داد . آدم توی خیابان دارد می رود یک انسان خطاکاری را می بیند به او همان اندازه احترام بگذارد که به یک شخص تحصیل کرده مفید برای جامعه احترام می گذارد؟ این جور موارد لاقل کا راین است که انسان رویش را از فرد خطا کار برگرداند. که خودش یک نوع امر به معروف و نهی از منکر عملی است. پس خانم ها ، باید سعی کنند که در محیط کار و در محیط هایی که با نامحرم هستند ضمن اینکه احترام به شخصیت افراد می گرارند، جدی و متین برخورد کنند خودمانی نشوند ودر بکار بردن الفاظ و عبارات ونوع نگاه طوری رفتار کنند که ایجاد (علقه و دلبستگی و وابستگی نکند .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 19:32  توسط سرمد  | 

ما شبی دست براریم ودعایی بکنیم          غم هجران ترا چاره زجایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی

تا طبیبش به سر اریم ودوایی بکنیم

ان که بی جرم برنجید وبه تیغم زد ورفت        بازش ارید خدا را که صفایی بکنیم

خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست

تا در ان اب وهوا نشو ونمایی بکنیم

مدداز خاطر رندان طلب ای دل ورنه                 کار صعب است مبا دا که خطایی بکنیم

سایه طائرکم حوصله کاری نکند

طلب از سایه میمون همایی بکنیم

دلم از پرده شدحافظ خوشگوی کجاست

تا به قول وغزلش ساز ونوایی بکنیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 19:35  توسط سرمد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 8:53  توسط سرمد  | 

سه سال و چند ماه در میان صخره هایی که اگر بر آن پا می گذاشتی، می پنداشتی

که بر پاره ای از آتش ملتهب پا نهاده ای، رنج و مشقّت بسیاری را تحمل کرد، تا

مسلمانان سراسر تاریخ بر خود ببالند و افتخار کنند و با بانگ رسا بگویند که ما

پیرو پیامبرشجاع و دلیر و فداکاری هستیم که ایمان به خداونجات بشریتند مظلوم

را بیش از هر چیز دوست می داشت، که با همه رنج ها و شکنجه هایی که بر او

می نمودند، لحظه ای تسلیم کفر نشد و از رسالت حقی که خدا بر عهده اش نهاده

بود، قدمی واپس نگذاشت و درطول رسالت خویش، استواری روش، ثبات اخلاق

مهربانی و تواضع خود را نشان داد.... که او رحمةالعالمین است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 8:52  توسط سرمد  | 

 

خدای رحمان رسولان خود را به سوی جامعه بشری گسیل داشته و پیامبرانش را پشت سر یکدیگر فرستاده تا آنان بشر را به ادای پیمان فطری که با پروردگار خویش دارند ، فرا خوانند و نعمت های نورانی نهفته فطرت را به ایشان یادآور شوند و خرد نهفته آنان را بر انگیزند. (1) نهج البلاغه خطبه (1)

درمیان پیامبران الهی برخی برتری و فضیلت یافته اند و مهمترین که در این میان پنج تن صاحب شریعیت بوده و دین الهی را به بشریت عرضه داشته اند ؛ و در نهایت سلسله پیامبران با پنجمین پیامبر صاحب شریعت افضل و اعظم آنان خاتمه یافته است.

پیامبر اعظم در جامعه ای به رسالت بر انگیخته شد که مردم به لحاظ فرهنگی و تمدنی ، بسیار ابتدایی غریزه محور ، مرد سالار معتصب ف خرافه پرست وبه لحاظ اجتماعی دارای ساختاری از هم گسیخته بودند که هیچ گونه همگرایی اجتماعی میانشان به چشم نمی خورد . اداره جامعه به صورت عشیره ای و قبیله ای بود و هر قبیله متناسب با خلق و خوی رییس عشیره داری درک و فهم و رفتار خاصی می توانست باشد . در این شرایط فرهنگی اجتماعی و اعتقادی پیامبری برگزیده شد که آموزه هایش بسیار عمیق تر از بینش و رفتار  آن عصر بود و هدف او پی ریزی جامعه ای تمدن ، تکامل بینش ، دانش و اخلاق مردم بود. « انی بعثت لاتهم مکارم الاخلاق»

در این فرایند که با رنج ها و مصیبت های فراوانی همراه بود جامعه ای مشکل گرفت که پایه گذار تمدنی جهان گستر شد. فضای عشیره ای قومی تعارض ها و تضادها جای خود را به رهبری واحد داد و همگرایی ، مهرورزی ، عدالت احقاق حقوق و .... جایگزین آن گشت و امروز جامعه و انقلاب ما محصول آن زمان می باشد . پس نیاز است در سالی که به نام « پیامبر  اعظم (ص) » نامگذاری شده است به باز خوانی جامعه مطلوب پیامبر بپردازیم این بار خوانی می تواند ما را از آسیب ها و کژ رفتارهای موجود برهاند و در وضعیتی مطلوب و شایسته قرار دهد . آسیب های چون به هم خوردن تعادل اخلاقی  و روانی جامعه در آسیب پذیری نهاد خانواده حذف پیام های الهی از حوزه جامعه و بسیاری از آسیب های اجتماعی دیگر که جامعه را دچار بحران کرده است. در نهایت با نجات و رهایی از این آسیب ها جامعه به سمت سلامت نفس و روان هویت خواهد شد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 8:48  توسط سرمد  |