تبليغاتX
آیین زندگی

آیین زندگی

اعتماد به نفس رمز موفقیت

عزت نفس؛ رمز موفقيت و سلامت
 
عزت نفس از اصلى ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت است و از جمله مفاهيمى است كه در چند دهه اخير مورد توجه پژوهشگران و صاحب نظران روان شناسى و علوم تربيتى قرار گرفته است.
دانشمندان بسيارى به اين نتيجه رسيده اند كه كودكان برخوردار از «عزت نفس بالا»، افرادى هستند كه با احساس اعتماد به نفس و بهره گيرى از استعداد و خلاقيت خود به ابراز وجود مى پردازند و به راحتى تحت تاثير عوامل محيطى قرار مى گيرند.
به اعتقاد روان شناسان، شخصيتى كه از عزت نفس بالايى برخوردار است خود را به گونه اى مثبت ارزشيابى كرده و برخورد مناسبى با نظريات مثبت خود و ديگران دارد. اما در مقابل كسى كه عزت نفس پايينى دارد اغلب نوعى نگرش مثبت تصنعى نسبت به جهان پيرامون خود دارد. اين شخص اساساً فردى است كه غرور كمى در خود احساس مى كند.
به نظر مى رسد:

 عزت نفس مثبت بر چهارعامل مبتنى است كه عبارتند از:
الف- ارتباطات بچه ها با والدين
ب- كنترل برخورد درباره عواطف منفى
ج - پذيرش خود
د - رفتار اجتماعى


گفته اند كه نوجوانان با عزت نفس پايين نسبت به ماهيت انسان عقده حقارت دارند، اين گونه اشخاص معمولاً از ابراز وجود ناتوان و چنين تصور مى كنند كه ديگران دوستشان ندارند. بنابراين در فعاليت هاى فوق برنامه به طور مداوم شركت نمى كنند و به ندرت به مديريت جهت موقعيت هاى خاص انتخاب مى شوند و بيشتر تمايل دارند كه ناشناخته باشند و چنين اشخاصى مى كوشند كه از حضور در بحث هاى رسمى و غيررسمى اجتناب كنند.


رويكرد اسلام نسبت به عزت نفس


اسلام عالى ترين مكتب تربيتى است كه ارزش هاى انسانى و متعالى را در وجود انسان پرورش مى دهد. از ديدگاه اسلام، انسان بايد ارزش خويشتن را مبنى بر اين كه اشرف مخلوقات است و در بهترين صورت (وجه) آفريده شده است و امانت الهى را بر دوش دارد، بشناسد تا به عزت نفس نايل آيد.
علماى اخلاق براى نفس (احساسات و غرايز و عواطف آدمى) سه مرحله قايل اند كه در قرآن مجيد نيز به آن اشاره شده است:


۱- نفس اماره: نفس سركشى كه انسان را به گناه فرمان مى دهد.
۲- نفس لوامه: پس از تعليم و تربيت و كوشش و مجاهدت انسان به تعالى و برترى مى رسد.
۳- نفس مطمئنه: اين مرحله اى است كه پس از تهذيب و تزكيه و تربيت كامل انسان به مرحله اى مى رسد كه غرايز سركش در مقابل او رام مى شود و اين همان مرحله آرامش است.
همچنين حضرت على (ع) مى فرمايد : بزرگترين سرمايه انسان اعتماد به نفس است و نيز امام صادق عليه السلام مى فرمايد: از آن اشخاص تندخو مباش كه مردم خوش ندارند به آن ها نزديك شوند، ولى خيلى هم سست مباش كه هر كه تو را ببيند تحقير كند.
امام حسين (ع) نيز مى فرمايد: كار بدى مكن كه ناگزير از عذرخواهى باشى زيرا انسان با ايمان نه بد مى كند و نه عذر مى خواهد، ولى منافق همه روزه بد مى كند و پوزش مى طلبد.

 
نيازهاى مربوط به عزت نفس را مى توان در زمره مقوله هاى زير دانست، شامل:
- نياز به كسب اعتماد در پذيرش و مورد تاييد قرار گرفتن
- نيازهاى مربوط به عشق و محبت
- نيازداشتن به روابط محبت آميز با ديگران
- نياز به احساس امنيت، عدم نگرانى خاطر و داشتن محيطى امن
- نيازهاى فيزيولوژى مانند نياز به آب، غذا و هوا و غيره
پس از آن كه نيازهاى سطح سوم ارضا شدند نوبت به نيازهاى مربوط به عزت نفس يعنى نياز به قدرشناسى خود و مورد قدرشناسى ديگران قرار گرفتن مى رسد و منظور اين اين نيازها آن است كه فرد احتياج دارد تا در خانه، اجتماع و محل كار مورد احترام ديگران واقع شود و خود نيز تصور مثبت از خويشتن داشته باشد.

 www.zibaweb.com


يا اين كه فرد احساس كند ديگران او را مى شناسند و دركش مى كنند و از طرفى خود و ديگران را مى شناسد و درك مى كند.
تعريف اعتماد به نفس
اعتماد به نفس را اين گونه تعريف كرده اند كه اعتماد به نفس يعنى ايمان به توانايى هاى ذاتى و استعدادهاى فطرى خويش و ايمان به يارى خداوند در پرورش و گسترش آن ها.
روان شناسان مى گويند در اعتماد به نفس قدرتى است كه توانايى ها و اقتدارتان را دو چندان مى كند .
- يكى از بهترين راه هاى ايجاد و پرورش اعتماد به نفس اين است كه شب در بستر، پيش از آن كه به خواب فرو رويد با انديشه هاى قدرتمند سرشار از اعتماد به نفس به ذهنتان خوراك برسانيد. روان شناسان همچنين معتقدند كه آخرين انديشه هايى كه پيش از خواب به سرتان مى آيند در مدت زمان خواب به ذهن نيمه آگاهتان خوراك مى رسانند.
اگر در اين هنگام ذهنتان را از انديشه كاميابى و توانگرى و ثمرات نيكو سرشار كنيد، ذهن نيمه هوشيارتان آن ها را به صورت فرمان از شما مى پذيرد.
يكى ديگر از بهترين عبارات تاكيدى براى ايجاد اطمينان و اعتماد به نفس اين است كه: «خداوند دوستم دارد، خداوند هدايتم مى كند و خداوند راه را نشانم مى دهد.» منتظر نشويد تا ديگران به شما اطمينان و اعتماد به نفس بدهند يا تحسينتان كنند.
و خلاصه آن كه در خودتان و ديگران مواردى نظير: قدردانى، تحسين و تمجيد كه از جمله نكات مثبت است را تقويت كرده و دل و جرات به خرج دهيد و از ديگران نيز تعريف و تمجيد كنيد و آن ها را ستايش كنيد، با مردم مهربان باشيد و با كلامى مهرآميز آن هارا به سوى تعالى و كاميابى سوق دهيد.
ريشه هاى اعتماد به نفس
پدر و مادر اولين منبع قابل دسترسى جهت تقويت ريشه هاى اعتماد به نفس هستند. براى گروهى داشتن كمال و فضيلت، كار، موفقيت، خلاقيت و ابتكار سبب تقويت ريشه هاى اعتماد به نفس است و براى برخى ديگر، ظاهرى آراسته، زيبايى صورت و اندام، لباس، خانه و ماشين و پول جهت تقويت اعتماد به نفس ضرورى است. اعتماد به نفس با داشتن احساس مثبت نسبت به خود و قبول و پذيرش خود رشد و نمود مى يابد و براى استحكام و پايدارى به يك سيستم حمايتى قوى نياز دارد.
نشانه هاى ضعف اعتماد به نفس
معمولاً يك يا چند علامت از نشانه هاى فيزيكى زير مبين و نشانه ضعف اعتماد به نفس است:
۱- لبهاى آويزان ۲- صورت پژمرده و سيمايى غمگين ۳- چشمان بى فروغ ۴- لرزش خفيف دست ها ۵- صداى ضعيف و نامطمئن ۶- پشت قوز كردن ۷- ظاهرى شلخته و نامرتب
همچنين علايم و نشانه هاى شخصيتى افراد مبتلا به ضعف اعتماد به نفس را مى توان در يك يا چند طبقه زير جاى داد:
- افراد مهاجم و ستيزه جو، افراد كم رو و گوشه گير، افراد مبتكر و مغرور، افرادى كه در تمام زمينه ها تشنه رقابت هستند، افرادى كه لاف مى زنند و به ديگران فخر مى فروشند، افرادى كه به سختى نياز به كامل و بى عيب بودن را در خود احساس مى كنند، افرادى كه محتاج تصديق از سوى ديگران هستند.
علايم و نشانه هاى روانى ضعف اعتماد به نفس:
۱- بخل و حسادت ۲- نسبت به ديگران مشكوك بودن ۳- مشوش و نگران بودن ۴- نداشتن اعتماد به خود ۵- احساس عدم شايستگى و لياقت و غرق در مشكلات خود بودن ۶- حريص در قدرت و جاه و مقام بودن ۷- اعتقاد داشتن به اين كه نكته كه هميشه حق با آنان است ۸- تصور مى كنند كه مجبورند همه توقعات ديگران را بر آورده نمايند.
خواستن توانستن است
توانا كسى است كه به توانايى خويش اعتماد دارد. راه هاى موفقيت فقط جلوى پاى صاحبان عزم و كسانى است كه موانع را با لبخند استقبال مى كنند و همانگونه كه امرسون مى گويد: «مردى كه با اراده براى رسيدن به يك ستاره، اسب مى تازد احتمال موفقيتش بيشتر از كسى است كه براى رسيدن به منزل خويش با بى حالى در معبر تنگى مى خزد.»
اعتماد، كليد موفقيت است، مهارت را بيشتر مى كند، نيرو را زيادتر مى سازد، مغز را سالمتر مى كند و بر قدرت عمل مى افزايد. كارى كه انجام مى دهيد حاصل عقايد شما، عزم و اراده شما و اعتماد شماست. اگر اين ها ضعيف باشند، حاصل كارتان نيز ضعيف است.
وقتى كه مى خواهيد كارى را انجام دهيد، پيوسته پيش خود تكرار كنيد كه قادر به انجام آن هستيد، به اين ترتيب جرات به نيروى خود داشته باشيد، اگر موفق شده باشيد كه احساسات معنوى تان را به خوبى متوجه هدف خويشى سازيد، مسلماً به تمام آمال و آرزوهايتان خواهيد رسيد هر روز موضوع شاد و مورد علاقه اى براى خود پيدا كنيد و هرگز از خاطر دور نسازيد كه خداوند وعده نيكى هاى فراوانى به شما داده است. به پيروزى خود معتقد باشيد و بدانيد كه موفق خواهيد شد و اطمينان داشته باشيد كه خواستن توانستن است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 11:53  توسط محمد پناهی  | 

:راهكارهایی برای كسب اعتماد به نفس

1.     .اعتماد به نفسِ تزلزل ناپذیر نتیجه ایمان تزلزل ناپذیربه ارزشهایتان است

2.     خوشبختی و اعتماد به نفس هنگامی به طور طبیعی ایجاد می شود كه شما احساس كنید در حال تبدیل شدن به بهترین انسانی هستید كه می توانید باشید

3.     اگر به ندای درون خود گوش فرا دهید و از فطرت خود پیروی كنید احتمال این كه بار دیگر مرتكب اشتباه شوید بسیار كم خواهد شد .

4.     اعتماد به نفس هنگامی به طور طبیعی ایجاد می شود كه زندگی بیرونی و درونی شما با یكدیگر هماهنگ باشد.

5.     پایبندی به یك هدف و احساس تعهد نسبت به آن در شما اعتماد به نفس ایجاد می كند.

6.     برای داشتن اعتماد به نفس بالا باید در زندگی خود به ارزش های والا پایبند باشید نه ارزش های حقیر.

7.     هر فعالیتی در جهت بالا بردن انضباط  فردی اعتماد و اطمینان شما را نسبت به خودتان و توانایی هایتان افزایش می دهد.

8.     ایستادگی در برابر سختی ها ، در شما اعتماد به نفس ایجاد می كند و توانایی مقاومت شما را نیز افزایش می دهد.

9.     پشتكار یعنی داشتن انضباط فردی در انجام كارها.

10. هر تلاشی در جهت افزایش انضباط فردی و پشتكار موجب افزایش عزت نفس، احترام به خود و احساس غرور نسبت به خود می شود.

11. تلاش و مبارزه با مشكلات كوچك تر به شما توانایی مبارزه با مشكلات بزرگتر را می دهد و دست آوردهای عظیم تری را نصیب شما می كند.

12. انسان هایی كه اعتماد به نفس دارند همواره در تمام زمینه های زندگی برای خود هدف های بزرگی مشخص می كنند.

13. داشتن هدف های بزرگ ، اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد و نیز اطمینان شما را در مورد دست یافتن به هدف ها بالا می برد.

14. بر روی كاغذ آوردن هدف ها موجب می شود تا اعتماد و اطمینان شما نسبت به دست یافتنی بودن آنها افزایش پیدا كند.

15. اعتماد به نفس یك نگرش است و نگرش ها از واقعیت ها مهمترند.

 

منبع: 

Tebyan.net

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 17:27  توسط محمد پناهی  | 

 

چقدر اعتماد به نفس دارید؟

 

به گزارش پارسینه و به نقل از مایند تولز، اعتماد به نفس نقش بسزایی در زندگی روزمره ما دارد با این وجود بسیاری از مردم برای پیدا کردن ان دچار چالش هستند. به گفته روانپزشکان و روانشناسان افرادی که از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند در زندگی کمتر موفق می شوند.از طرف دیگر افراد با اعتماد به نفس، این حس مثبت خود را به دیگران از جمله مشتری ، دوستان،مدیر ،همسن و سالان و....منتقل می کنند.

چقدر اعتماد بنفس دارید ؟

میزان اعتماد به نفس شما از راههای مختلف سنجیده می شود ،

از جمله : رفتارتان،زبان اشاره ها و بدنتان(body language)،چگونگی صحبت و اینکه چه می گویید و.....

 

به  مقایسه رفتار های با اعتماد بنفس طبیعی و رفتار های با اعتماد به نفس پایین ،در زیر نگاه کنید، کدامیک از اندیشه ها و رفتارهای زیر را در خودتان و دیگران می بینید ؟

اعتماد به نفس طبیعی :

1-کاری را انجام می دهید که به درستی آن اعتقاد دارید حتی اگر دیگران شما را مسخره کنند و به شما بخندند.

2-میل به خطر کردن در زندگی و رسیدن به خواسته های برتر را دارید.

3-از اشتباهات خویش آگاهید و از آنها درس می گیرید.

4-منتظر تبریک دیگران برای دستیابی به موفقیتتان هستید.

5-تعریف و قدردانی دیگران را محترمانه و بزرگوارانه قبول می کنید و می گویید : متشکرم، من واقعا در این مورد سخت تلاش کردم . از تشخیص شما در این زمینه سپاسگذارم.


اعتماد به نفس پایین :

1-رفتار خود را بر اساس افکار و قضاوت دیگران تنظیم می کنید.

2-راحتی را ترجیح می دهید و از اشتباه و خطر کردن می ترسید.

3-برای پوشاندن اشتباه های خویش خیلی تلاش می کنید و امیدوار هستید تا مشکلاتتان را قبل از اینکه دیگران متوجه شوند حل کنید.

4-در حضور افراد از خوبیهای خویش تا حد امکان تعریف می کنید.

5-تعریف های دیگران را بدون تامل رد می کنید و می گویید : این که چیزی نیست و هر کسی می تواند این کار را انحام دهد.

همچنان که در این مثالها مشاهده نمودید اعتماد بنفس پایین می تواند ویرانگر باشد و همیشه نشان دهنده خصوصیتی منفی است. افراد با اعتماد به نفس به طور کلی همیشه مثبت هستند. انها به خود و تواناییهای خود ایمان دارند و از زندگی همیشه بیشترین سهم را می خواهند.


اعتماد به نفس چیست ؟

دو عامل اصلی ،اعتماد به نفس را تشکیل می دهند : خود باوری و احترام به نفس.


خودباوری :

ما زمانی به حس خود باوری می رسیم که خودمان را و (دیگران را که به ما شباهت دارند) می بینیم که شامل تواناییهای رسیدن به اهدافمان می باشد. این همان اعتماد به نفسی است که اگر آنرا یاد بگیریم و بر روی آن سخت تلاش کنیم، موفق می شویم. و این نوعی از اعتماد به نفس می باشد که منجر می شود افراد مشکلات را بپذیرند و در برار انها مقاومت کنند.

احترام به نفس :

این واژه با خودباوری هماهنگ می باشد ،که در واقع حس کلی است ،که به ما کمک می کند تا با زندگی هماهنگی بیشتری داشته باشیم و از حق شادی برخوردار باشیم. این حس تا حدودی ریشه در تایید توسط افراد دارد که قادر به کنترل آن نیستیم. با این وجود این حس همچنین از احساس تسلط بر اوضاع می آید و اینکه بر انچه که انجام می دهیم مسلط هستیم و می توانیم با موفقیت رقابت کنیم وقتی که به آن فکر می کنیم.


چگونه اعتماد به نفس را در خود بسازیم ؟ (3 مرحله)

مرحله اول : 5 قدم

1-به آنچه که تا کنون بدست آورده اید نگاه کنید : 10 مورد از بهترین چیزهایی که تاکنون بدست آورده اید را بنویسید، احتمالا در امتحان مهمی قبول شده اید، نقش مهمی را در یک تیم بازی کرده اید، فروش خوبی داشته اید، کاری انجام دادید که تفاوت کلیدی را در زندگی شخص دیگری بوجود آوردید، و یا پروژه ای را انجام دادید که بسیار سودآور بوده است. این موارد را در پوشه ای نگهداری کنید تا گاهگاهی نگاه کنید و از این به بعد برای چند دقیقه در هر هفته از موفقیت هایتان لذت ببرید.

2-به نقاط قوت خود فکر کنید. به این که چه کسی و کجا هستید فکر کنید. به محتوای پوشه و انعکاس آنها در زندگی اخیرتان فکر کنید. به نقاط قوت و ضعف خود از نظر دوستانتان فکر کنید. و با استفاده از انها به فرصتها و تهدیدات پیش رو فکر کنید. مطمئن شوید که برای چند دقیقه از نقاط قوتتان لذت می برید.

3-به اینکه چه چیزی برایتان مهم است و به کجا می خواهید بروید فکر کنید. سپس به چیزهایی که برایتان مهم است می خواهید انها را بدست آورید فکر کنید. تعیین هدفها و رسیدن به آنها بخش کلیدی زندگی است. شرایط برای دستیابی به این هدفها را فراهم کنید و نسبت موفقیت خود را بسنجید.

4-شروع به مدیریت ذهنتان کنید. حرفهای منفی درون ذهنتان که می تواند اعتماد بنفس را از بین ببرد، از میان بردارید.

5-به خود قول موفقیت و تلاش زیاد برای رسیدن به آن بدهید.




مرحله دوم : 4 قدم

1-برای موفقیت اطلاعات مورد نیاز را بالا ببرید. به اهدافتان نگاه کنید و مهارتهای مورد نیاز را مشخص کنید و سپس ببیبنید که چقد خوب و با اعتماد بنفس به آنها دست پیدا می کنید. تنها یک مشکل را قبول نکنید بلکه به دنبال یک راه حل خوب باشید. به دنبال یک راه حل، برنامه و یا یک دوره مناسب برای رسیدن به هدفهایتان باشید که به شما مدرکی و یا زبدگی می دهد تا به آن افتخار کنید.

2-بر نکات پایه تمرکز کنید. هنگام شروع به دنبال زرنگی و یا کامل بودن نباشید. فقط از انجام کارهای ساده و موفقیت آمیز لذت ببرید.

3-برای خود هدفهای کوچک تعیین کنید و به آنها دست پیدا کنید. مانند مرحله اول برای خود هدف تعیین کنید و برای رسیدن به ان تلاش کنید. در این مرحله خود را درگیر چالشها نکنید و فقط خود را به رسیدن به هدفهایتان عادت دهید و برای موفقیت خود جشن بگیرید. و قدم به قدم پله های موفقیت را طی نمایید.

4-به مدیریت ذهن و پرورش افکار مثبت ادامه دهید. برای خود جشن بگیرید و از موفقیت خود لذت ببرید و به تصویر پردازی ذهنی قوی خود ادامه دهید. از طرفی دیگر یاد بگیرید که مشکلتان را حل کنید.بپذیرید زمانی که کار جدیدی انجام می دهید ممکن است اشتباه کنید. اگر با اشتباهاتتان مانند تجربیات برخورد کنید آنها را به صورت مثبتی می بینید و در این صورت این جمله اضافی نیست اگر بگوییم که اشتباهات شما را نمی کشند بلکه شما را قویتر می سازند.


مرحله سوم :
با سرعت به سوی موفقیت بروید. در این مرحله شما ساخت اعتماد به نفستان را احساس می کنید. شما دوره های مرحله دوم را کامل کرده اید و موفقیت های فراوانی خواهید داشت تا جشن بگیرید. اکنون زمان انعطاف پذیری شماست. هدفهای بزرگتر و پر چالشتری را انتخاب کنید. تعهد و قول خود را افزایش دهید و مهارتهای مورد نیازتان را گسترش دهید اما در زمینه ها و ناحیه های مربوط. همزمان با افزایش انعطاف پذیریتان در حد متعادل اعتماد به نفس خود را باز خواهید یافت. شما اعتماد به نفس خود را پیدا کرده اید زیرا برای برای رسیدن به موفقیت تلاش کرده اید.

 

 

www.parsine.com

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 13:58  توسط محمد پناهی  | 

نكاتي براي افزايش اعتماد به نفس

اعتماد به نفس يك كليد حياتي براي موفقيت در هر قدمي از زندگي است. افراد داراي اعتماد به نفس بالا بيشتر مورد توجه قرار مي گيرند. آنها راحتتر از ديگران به اهداف خود دست پيدا مي كنند. در مقابل افراد با اعتماد به نفس پايين اغلب در پايان كار بازنده هستند. شما هم اگر مي خوهيد زندگي موفقي داشته باشيد بايد اعتماد به نفس خود را بالا ببريد. در اين مقاله نكاتي براي افزايش اعتماد به نفس ارائه مي شود.

ــ اعتماد به نفس در افرادي يافت مي شود كه عزت نفس واقعي داشته باشند. آنها ارزش وجودي خود را مي دانند و براساس آن عمل مي كنند. يك راه خوب براي شناخت بهتر ارزش وجودي خود اين است كه هر روز ليستي از توانايي ها و هنرهاي خود تهيه كنيد. آنوقت خود شگفت زده خواهيد شد وقتي مي بينيد چقدر كارهاي مثبت در زندگي وجود دارد كه شما هر روز انجام داده ايد، اما تا به حال به آنها توجهي نداشتيد. هر بار كه به اين ليست نگاه مي كنيد اعتماد به نفس تمام وجودتان را مي لرزاند و نيرويي در شما ايجاد مي كند كه مي خواهد شما را به جلو براند.

ــ اهداف خود را شفاف سازيد. اگر لازم است آنها را به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد. آنقدر اهداف خود را به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد تا بتوانيد آنها را اداره كنيد. هر بار كه به يك هدف كوچك دست مي يابيد خود را تشويق كنيد. اين عمل اعتماد به نفس شما را بالا مي برد و به شما كمك مي كند به اهداف بزرگتر برسيد.

ــ يك مرشد شايسته كه بتواند به شما در رسيدن اهدافتان كمك كند بيابيد. بيشتر افراد موفق در زندگي خود مرشد دارند كه قبلاً راهي را كه آنها اكنون طي مي كنند او قبلاً طي كرده است. مرتباً مرشد خود را ببينيد و از او مشورت و پشتيباني بخواهيد. آنوقت خواهيد ديد كه هر روز چيزهاي باارزشي مي آموزيد.

ــ با افرادي كه داراي شخصيت مثبت و پشتيبان هستند ارتباط داشته باشيد. به آنها به همان ميزان كه به شما احترام مي كنند شما هم با آنها همچنان رفتار كنيد. از معاشرت با افرادي كه داراي شخصيت منفي هستند و سبب بروز بحران در شما مي شوند پرهيز كنيد. اين افراد سبب فرسايش اعتماد به نفس ارزشمند شما مي شوند. آنها شما را وادار مي كنند قسمت منفي شخصيت خود نگاه كنيد و نه قسمت مثبت آن. بعد از مدتي شما در دنياي منفي و بدگمان آنها احاطه مي شويد. هيچ چيز نمي تواند مخرب تر از اين  باشد. از چنين دوستاني در سريعترين زمان ممكن دوري كنيد.

ــ به اينكه چگونه به نظر مي رسيد توجه كنيد. از خوب لباس پوشيدن و مرتب بودن لذت ببريد. اين باعث مي شود احساس خوبي داشته باشيد. و ديگران به شما با ديد متفاوتي بنگرند. به خاطر داشته باشيد كه وجود هر انساني خواهان رفاقت و همراهي با افراد باهوش موفق و خوش ظاهر است. شما خيلي زود مي توانيد يك منبع جاذبه باشيد اگر ظاهر مثبت و برازنده اي داشته باشيد.

ــ از عدم موفقيت نترسيد. آنها را انگيزه اي براي برداشتن گامهاي بلندتر قرار دهيد و به حركت خود ادامه دهيد. به خود بگوييد كه دفعه بعد موفق خوهيد شد. هيچگاه اجازه ندهيد كه خطاهاي شما باعث درهم شكستن شما شوند. آنها شما را درون پوسته اي نگه مي دارند و اعتماد به نفس شما را ويران مي كند. بهترين كار اين است كه خطاهاي خود را به عنوان يك چيز بي اهميت كوچك شماريد و به يك مبارزه تازه فكر كنيد. البته شما از اشتباهات خود چيز هاي تازه ياد مي گيريد، و در مورد توانايي هاي خود واقع بين باشيد. افرادي كه سعي مي كنند به چيزي بيش از توان خود دست يابند اغلب سقوط مي كنند. شما نبايد اسم اين را اعتماد به نفس بناميد.

ــ با ورزش و رژيم خود را سرحال و بدنتان را متناسب نگه داريد. يك فرد سالم و تندرست و قوي فعالتر است و در حرفه خود چيزهاي بيشتري بدست مي آورد. سلامتي بدني همانند اعتماد به نفس سبب درخشش چهره شما مي شود.

ــ محدوده وسيعي از علاقه منديها داشته باشيد و علاقه خود را با پيگيري زمينه مورد توجه كه در دنيا چه مي گذرد فعال نگه داريد. افراد زيادي را ملاقات كنيد و با آنها صحبت كنيد. تمام توجه خود را روي كار و مشكلاتتان متمركز نكنيد. توجه خود را به كارها و دلبستگي هاي جديد معطوف كنيد. اين عمل ذهن شما را به خوشي مشغول مي كند و اعتماد به نفس شما را بالا مي برد.

ــ بر روي كارهايي كه به خوبي از عهده آن برآييد وقت بگذاريد. احتمالاً شما در گذشته در زمينه هايي تبحر داشته ايد ولي به علت كمبود وقت از آنها غافل شده ايد. دوباره به آن فعاليتها باز گرديد و خواهيد ديد كه اعتماد به نفس شما افزايش مي يابد.

اين نكات را در زندگي خود صادقانه بكار ببريد و تفاوت آن را در زندگي بيابيد.

 منبع:

 www.yadbegir.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 10:16  توسط محمد پناهی  | 

 

نقش کلاس درس در رشد شخصیت دانش آموز:

مقدمه

دانش‌آموزان به عنوان آینده سازان جامعه ، ‌افرادی حساس با ویژگی‌های منحصر به فردی هستند که قسمت عمده شخصیت آنها ، در همین دوران نوجوانی و در کانون همین کلاس‌ها و در مدارس شکل می‌گیرد. توجه به ویژگی‌های منحصر به فرد و نیر خصوصیات عمومی دانش‌آموزان و ایجاد بستری مناسب برای آموزش آنها ، می‌تواند گره از بسیاری از مشکلات بعدی باز کند. نگاهی گذرا به ویژگی‌های رفتاری شاگردان ما را به تعدادی از ویژگی‌های روانی سوق می‌دهد.

اضطراب

علی رغم باور عمومی ، اضطراب به معنی واقعی کلمه ، عاملی مشکل ساز نیست، بلکه عامل بسیاری از پیروزی‌ها می‌باشد. فرد بدون داشتن اضطراب نمی‌تواند به موقعیت‌های بهتر و موثرتر برسد. اما نوع شدید آن که غیر قابل تحمل باشد، برای فرد ایجاد مشکل خواهد کرد. اضطراب در واقع ، واکنش در مقابل خطری که وجود خارجی ندارد، می‌باشد. می‌توان فردی را در نظر گرفت که با وجود داشتن فرصت کافی باز هم مسیرش را تا مقصد می‌رود که مبادا دیر برسد.

و یا دانش‌آموزی که درس خود را خوبی یاد گرفته اما از ترس فراموش کردن بطور مداوم ناخن‌های خود را می‌جود. به این ترتیب اضطراب برای دانش آموز مانند مرض می‌شود و در صورت عدم مقابله صحیح با آن تبدیل به یکی از خصوصیات او می‌شود و حتی ممکن است اقدام بی‌موقع در جهت رفع این مشکل کمکی به ما نکند. یک معلم یا پدر و مادر آگاه خیلی زود می‌تواند کودک یا نوجوان پرخاشگر را تشخیص دهد. رنگ او همواره پریده و خودش نگران است. ضربان قلبش شدید می‌باشد و میل به پرخاشگری دارد.

باید این سوال را برایش ایجاد کنیم که وقتی خطری وجود ندارد، چرا باید واکنش وجود داشته باشد؟ بنابراین اقدام نخست ایجاد آگاهی است که هیچ خطر خارجی که عامل این حالت ترس کاذب شده، وجود ندارد. قدم بعدی مطمئن ساختن فرد از عواقب این مسئله است. باید یک فرد مضطرب را اندک اندک از موقعیت اضطراب‌آورش دور کنیم و به او اطمینان بدهیم که نگرانی بیش از اندازه واقعا لازم نیست در صورت پاسخ ندادن فرد باید از والدین او کمک بگیریم.

خود کم‌بینی

خود کم‌بینی در تضاد با اعتماد به نفس و یکی از موانع بزرگ رشد شخصیت یه شمار می‌رود. فردی که فکر می‌کند کمتر از دیگران است و چیزی برای عرضه ندارد، در واقع دارای عقده خود کم‌بینی است. او در مسابقه‌ای شرکت نمی‌کند‌، از بازی‌های دسته جمعی گریزان است و از این رو در مقام مقایسه با دیگران احساس وحشت می‌کند. وظیفه یک معلم در برابر دانش آموز خود کم‌بین دشوار است.

او باید بتواند تشخیص دهد ناتوانایی‌های جسمی ، نامناسب بودن لباس و حتی اسم در احساس خود کم‌بینی دخیل هستند. برای چنین مشکلی نباید به این کودکان به عنوان افرادی بیمار توجه نشان بدهیم، بلکه باید آنها را همانند سایر افراد بشماریم، تنها با این تفاوت که آنها یک مشکل قابل حل دارند. یک معلم توانا با دادن مسئولیت‌های قابل اجرا و در اندازه توان این افراد و با یاری کردن آنها در به سامان رسانیدن آن کار ، لذت اعتماد به نفس و پیروزی را به فرد می‌چشاند.

احساس مهم بودن

غالبا انسان‌ها دوست دارند ارزش واقعی‌شان توسط اطرافیان دریافته شود. شاید نتوان کسی را یافت که خود را از برخی جهات بهتر و برتر از دیگران بداند. البته بسیاری از افراد این میل درونی را آشکار نمی‌سازند، اما این بدان معنی نیست که چنین میلی وجود ندارد. افراد خود را مهم می‌دانند و سعی می‌کنند این مهم بودنشان هم برای خودشان و هم برای دیگران آشکار و روشن باشد.

اگر معلم بتواند به این احساس افراد ارزش قائل شود و به آنها از صمیم قلب احترام بگذارد و یادآوری کند که واقعا با هوش ، توانا و موثر هستند، هنر معلمی خود را ایفا کرده است. نباید یک کودک یا نوجوان را که به طرز ناشیانه ابراز وجود می‌کند، سرخورده کرد، بلکه باید به جنب و جوش و فعالیت او اهمیت داد. اهمیت به احساس مهم بودن و تقویت آن باعث می‌شود، طرف مقابلمان ما را به عنوان فردی منحصر بپذیرد و بدین وسیله ما نفوذ قابل ملاحظه‌ای بر روی او خواهیم داشت. www.zibaweb.com

حسادت

حسادت در افراد مختلف و به اشکال متفاوت جلوه می‌کند. چشم هم‌چشمی و مبارزه و رقابت نتیجه داشتن همین صفت است. حسادت می‌تواند مبنای بسیاری از پیروزی‌ها هم باشد، به شرط آنکه فرد به نسبت معمول و متعارفی این خصیصه را داشته باشد. اغلب دانش‌آموزان به دوستان صمیمی خود حسادت می‌کنند و دوست دارند همیشه نمره خودشان از نمره او بیشتر باشد و این عاملی در ایجاد رقابت بین دو نفر می‌باشد. ممکن است سوال اشتباه دوستش را که معلم متوجه نمی‌شده است، او بدهد. یک معلم نباید در اندیشه سرکوب این صنفت باشد، بلکه باید بتواند این ویژگی را در مسیر صحیح خود هدایت کند. اصولا نقش یک معلم در پرورش افراد باید نقش هدایت‌کننده باشد نه راهبرنده.

یک معلم می‌تواند حس رقابت و حسادت را در گروه‌ها ایجاد کند. مثلا بدین ترتیب که افراد کلاس را در گروه‌های خاصی تقسیم کند. یادگیری در گروهها به اختیار باشد. سپس نامی را که هر گروه برای خود می‌پسندد برای آن گروه انتخاب کند. سپس به طور غیر مستقیم به ایجاد رقابت در این گروه‌ها بپردازد. او می‌تواند نمرات تمام افراد گروه جمع کرده و از آنها میانگین بگیرد و عدد بدست آمده را به عنوان نمره یک گروه در نظر بگیرد.

اعتماد به نفس

شناخت مثبت و سازنده که هر فرد از خود دارد، اعتماد به نفس می‌باشد. اعتماد به نفس به فرد کمک می‌کند تا نیروی درونی خود را به خوبی شناخته و از آنها در جهت شکوفایی استعدادها و بهبود زندگی خود بهره ببرد و فردی که اعتماد به نفس دارد در مقابله با مشکلات خود را نمی‌بازد و استقامت و پشتکار فراوانی از خود نشان می‌دهد. او در شرایط دشوار همواره خود را آماده نشان می‌دهد. و همواره دارای این تصور است که بهتر از هر کسی از عهده کارها بر می‌آید یک معلم در کلاس درس بدون شک با چنین افرادی مواجه خواهد شد. عدم توجه به این صفت باعث می‌شود، دانش آموز از معلم خود دور شود.

او دارای اثری نهفته‌ای است که باید توسط معلم و در جهت مثبت آزاد شود. می‌توان با دادن مسئولیت نمایندگی کلاس به فرد این احساس او را ارضا کرد. در مقابل افرادی هم هستند که اعتماد به نفس آنها بسیار ضعیف است، این صعف را هم می‌توان جبران کرد. یک معلم نباید دانش‌آموزی را که جسارت خودنمایی ندارد به حال خود رها کند. او باید در مقابل هر اظهار وجود دانش‌آموز خجل و سر به زیر او را در یک موقعیت دلپذیر قرار دهد. این موقعیت دلپذیر نقش تقویت‌کننده مثبتی را ایفا می‌کند که باعث می‌شود فرد رفتار دلیرانه را تکرارکند.

بی‌بند و باری

هر معلمی در کلاس درس خود با عده‌ای دانش‌آموزان نامرتب و بی‌بند و بار مواجه می‌شود. این بی‌بند و باری مطمئنا ریشه در بسیاری از عوامل دارد. یک معلم متعهد باید از خود سوال کند چه عاملی باعث می‌شود عده‌ای از شاگردان دیر سر کلاس حاضر شوند؟ چگونه می‌شود که حرف‌های من اثری در رفتار بعضی‌ها ندارد؟ چرا عده‌ای مخالف قوانین مدرسه لباس می‌پوشند و سر و وضع خود را می‌آرایند؟

این گونه رفتارها در واقع از خانواده ، جامعه ، زندگی خصوصی و حتی دوستان فرد تاثیر پذیرفته است. تعهد و مسئولیت معلم در قبال این گروه از دانش‌آموزان بسیار زیادتر است. او باید مانند یک روانکاو شاگردش را روانکاوی کند. او باید خانواده و دوستان شاگردش را بشناسد. اگر چه این کار فرصت حوصله بسیاری می‌خواهد، اما از آنجایی‌که تربیت یک انسان ، با ویژگی‌های انسانی کار پراهمیتی است، توجه به این نوع ناهنجاریها و کمک به حل و رفع آنها می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد. بی‌بند و باری ، اگر زود تشخیص داده و مهار نشود، بزهکاری را بدنبال خواهد داشت.

پرخاشگری

فردی که جایگاه خود را در این دنیا به درستی درنیافته است، کسی که از نعمت یک خانواده آرام و منسجم محروم است، کسی که طعم طلاق و جدایی پدر و مادر چشیده، کسی که همیشه بدلیل فقر فرهنگی و اقتصادی همیشه تحت فشار بوده ، پرخاشگر ، خود آزار و دیگر آزار می‌شود. او می‌خواهد از تمام دنیا بخاطر بی‌رحمی‌هایش و بخاطر توزیع ناعادلانه امکانات انتقام بگیرد.

باید به این افراد بیاموزیم که عملا و واقعا همه انسان‌ها نمی‌توانند از سهم یکسانی در این دنیا بهره‌مند شوند. و برای مقابله با این تفاوت‌ها نباید در پی انتقام از کسی بود. بلکه باید سعی کنیم در سایه تلاش و کوشش موقعیت خود را بالا ببریم و به موقعیتی که در حسرتش بودیم، برسیم. همچنین می‌توان با خانواده فرد پرخاشگر صحبت کرد تا شاید راهی برای بهبود روابط آنها پیدا کرد. چرا که حتما این پرخاشگری ریشه‌ای هم در خانواده دارد. از آنجا که ناهنجاری عوامل نامحدودی دارد، یک معلم نمی‌تواند همه را از بین ببرید، ولی می‌توانند در رفع پیامدهای آن نقش موثری داشته باشد و حدالامکان آن را تقلیل دهد.

نتیجه بحث

دانش‌آموزان به عنوان آینده سازان جامعه ، ‌افرادی حساس با ویژگی‌های منحصر به فردی هستند که قسمت عمده شخصیت آنها ، در همین دوران نوجوانی و در کانون همین کلاس‌ها و در مدارس شکل می‌گیرد. توجه به ویژگی‌های منحصر به فرد و نیر خصوصیات عمومی دانش‌آموزان و ایجاد بستری مناسب برای آموزش آنها می‌تواند گره از بسیاری از مشکلات بعدی باز کند. مدارس باید جای امنی برای فراگیران باشد. به گونه‌ای که دانش‌آموز در آنجا احساس راحتی کند. جلسه امتحان نباید صورت باز خواست ، اضطراب آور و تنش‌زا باشد.

رابطه مدرسه با اولیا کودکان باید بهبود یابد و پدر و مادر باید عوامل قابل ذکر کودکانشان را به معلم و مسئولان مدرسه توضیح دهند، تا شاید به این وسیله یک ارتباط مناسب بین شاگرد ، مدرسه و والدین برقرار شود. و آخر اینکه سازمان آموزش و پرورش بهتر است افرادی را به عنوان معلم جذب کند که به روانشناسی و علوم تربیتی آشنا باشد و معلمان نیز بعد از حضور در کلاس تمام موارد جانبی زندگی خود را کنار گذاشته و به ایفای وظیفه و تعهد خود بپردازند.

منبع:daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 13:36  توسط محمد پناهی  | 

اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم  ؟

1.    تفكر مثبت داشته باشید. هر چه خوشبین تر باشید اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.

2.    در زندگی هر چه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید بیشتر افراد و موقعیت هایی را كه می توانند به شما كمك كنند تا به هدفهایتان برسید به سوی خود جذب خواهید كرد.

3.    برای ایجاد اعتماد به نفسِ بیشتر، مدام با خودتان تكرار كنید: " خوشبختم ، سالمم و حال خوشی دارم."

4.    تمركز كامل برروی هدف اصلی ، در شما احساس قدرت ، اراده و استقلال ایجاد می كند.

5.    تكلیفتان را با خودتان روشن كنید. این كه دقیقاً بدانید چه می خواهید اعتماد به نفس شما را بی اندازه افزایش می دهد.

6.    تردیدها را كنار بگذارید. خود را كاملاً متعهد سازید كه زندگی ای را آغاز كنید كه برای آن ساخته شده اید.

7.    این كه اعتقاداتتان چقدر عمیق است و تا چه حد به تعهدات خود پایبند هستید قدرت شخصیت شما را نشان می دهد.

8.    احساس اعتماد به نفس و داشتن اقتدار فردی ناشی از رویارویی با مشكلات و غلبه بر آنهاست.

9.    زیر بنای اعتماد به نفس در هر زمینه ای تهیه مقدمات و آمادگی است.

10. در هر زمینه ای هر چه بیشتر یاد بگیرید و دانش خود را بالا ببرید اعتماد به نفستان نیز بیشتر می شود.

11. تمرین و تكرار زیاد در هر زمینه ای برگ برنده را به دست شما می دهد.

12.       شما می توانید به گونه ای باشید، چیزهایی داشته باشید و از عهده كارهایی برآیید كه هرگز خواب آن را هم ندیده اید. این توانایی درست در همین لحظه در درون شما وجود دارد.

13.       ویژگی مشترك و منحصر به فرد زنان و مردانی كه كارهای بزرگ انجام می دهند داشتن این احساس است كه انجام كاری بزرگ جزئی از سرنوشتشان است.

14.       برتری حاصل از تسلط كامل در كار، زیربنای اعتماد به نفس و عزت نفس پایدار است.

15.       آنچه توانایی های بالقوه شما را در جهان خارج محدود می كند دو چیز است: باورهای شما و این كه تا چه حد به توانایی خود در انجام كارها اطمینان دارید.

 

 

منبع:

www.tebyan.net

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 19:8  توسط محمد پناهی  | 

اعتماد به نفس(Self-Confidence)

اعتماد به نفس دیدگاهی است که به فرد اجازه میدهد تا از خود تصویری مثبت و واقعی داشته باشند. افراد بااعتمادبه نفس به تواناییهایشان اعتماد میکنند٬ به طور کلی حس میکنند که برزندگیشان کنترل دارند٫ و باور دارند که در یک طیف منطقی قادر به انجام کارهایی که میخواهند و برنامه ریزی میکنند هستند. داشتن اعتماد به نفس به این معنی نیست که فرد قادر به انجام همه کاری هست. افراد با اعتماد به نفس انتظارات واقع گرایانه دارند. حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمیشود دیدگاه مثبتشان را حفظ میکنند و خودشان را قبول دارند.



آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تایید دیگران وابسته هستند. آنها معمولا از ریسک کردن اجتناب میکنند به خاطر اینکه از شکست میترسند. معمولا انتظار موفق شدن ندارند. معمولا خودشان را دست کم میگیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه میدهند یا رد میکنند. برخلاف این افراد آدمهای با اعتماد به نفس ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول میکنند به خاطر اینکه به تواناییهای خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را میپذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند.
اعتماد به نفس الزاما خصوصیتی نیست که در همه ابعاد زندگی فرد تبلور داشته باشد. معمولا افراد در بعضی از جنبه ها اعتماد به نفس دارند (مانند درس یا ورزش) اما در بعضی از جنبه ها اصلا اعتماد به نفس ندارند(مثل تیپ و قیافه یا روابط اجتماعی).


● اعتماد به نفس در ابتدا چگونه شکل میگیرد؟
عوامل زیادی در شکل گیری اعتماد به نفس موثرند. روش و دیدگاه والدین در شکل گیری احساس فرزندان به خودشان نقش قاطع و اساسی دارد مخصوصا در سنین پایین. وقتی که والدین پذیرش بی قید و شرط به فرزنداشان دارند کودکان یک پی ریزی محکم برای احساسات مثبت نسبت به خودشان دریافت میکنند. اگر یکی یا هردوی والدین انتقاد بیش از حد بکنند یا اگر بیش از حد از فرزندانشان حمایت کنند و حرکتهای آنها را به سوی استقلال تشویق نکنند (یا در مقابلش مقاومت کنند)٬ بچه ها ممکن است به این نتیجه برسند که بیعرضه هستند یا به قدر کافی خوب نیستند یا فرودست و درجه دو(inferior) هستند. اما اگر والدین تلاشهای کودکان برای اتکای به خود را تشویق کنند و زمانی که بچه ها اشتباه میکنند آنها را دوست داشته باشند و قبولشان کنند کودکان هم یاد میگیرند که خودشان را قبول داشته باشند و اعتماد به نفس نتیجه طبیعی این رفتار خواهد بود.
شاید تعجب کنید که عدم اعتماد به نفس الزاما ربطی به بیعرضه بودن ندارد. در واقع اکثر مواقع عدم اعتماد به نفس نتیجه تمرکز بیش از حد بر روی خواسته های غیر واقع گرایانه یا استانداردهای اطرافیان٬ به خصوص والدین و جامعه٬ است. تاثیر دوستان بر احساسات شخص نسبت به خودش حتی میتواند از اثر والدین و جامعه بیشتر باشد. دانشجویان در سنین دانشگاه ارزشهای خانواده را دوباره ارزیابی میکنند و به همین خاطر علی الخصوص نسبت به تاثیر دوستان و اطرافیان آسیب پذیر هستند.


● فرضیاتی که بر اعتماد به نفس اثر میگذارند:
در پاسخ به تاثیرات بیرونی افراد فرضیاتی میکنند که بعضی از آنها سازنده و بعضی مضر هستند. بعضی از فرضیاتی که بر اعتماد به نفس اثر سو دارند و روشهای جایگزین فکر کردن درباره آنها عبارتند از:
۱) فرض: " من حتما باید همیشه علاقه یا تایید همه افراد مهم زندگیم را داشته باشم"
روش جایگزین: این یک هدف کمالگرا و غیر قابل دسترسی است. واقع گرایانه این است که استانداردها و ارزشهای فردی داشته باشیم که کاملا وابسته به تایید دیگران نباشند.
۲) فرض:" من باید کاملا قابل(competent) و کافی باشم و باید در همه امور مهم زندگیم موفق شوم".
روش جایگزین: این هم کمالگرایی(perfectionism) و غیرقابل دسترس است که به این معنی است که ارزش شخصی با دستاوردهای فرد تعریف میشود. دستاورد(achievement) میتواند به رضایت شخص کمک کند اما شما را ارزشمندتر نمیکند. ارزشمند بودن یک صفت ذاتی است که همه افراد بشر دارای آن هستند.
۳) فرض:" همه گذشته من همیشه مهم است و احساسات و رفتار من را در زمان حاضر کنترل میکند".
روش جایگزین: با وجود اینکه واقعیت دارد که اعتماد به نفس شما علی الخصوص در مقابل اثرات ناشی از زمان کودکی شما آسیب پذیر است اما وقتی شما بزرگ میشوید شما بر این آثار آگاهی و دید پیدا میکنید. در روال این آگاهی و دید شما میتوانید انتخاب کنید که کدامیک از این اثرات را میخواهید که کماکان بر زندگیتان تاثیر داشته باشد. شما مجبور نیستید که در مقابل اتفاقات گذشته درمانده باشید.


● الگوهای فکری مخرب:
فرضیات مخرب مانند آنهایی که در بالا تشریح شد شما را در مقابل افکار مخرب آسیب پذیر میکند.
همه یا هیچ چیز: " من نمونه مطلق بیعرضگی هستم وقتی کاری عالی انجام نمیشود".
فقط نیمه خالی لیوان را دیدن: انگار که فاجعه در هر گوشه ای منتظر است. یک نکته منفی٬ یک انتقاد٬ یا یک نظر تمام واقعیت ها را تحت الشعاع قرار میدهد. " من نمره شیمی ام خیلی بد شد٬ امکان نداره کنکور پزشکی قبول بشم".
بزرگ کردن نکات منفی/کوچک کردن نکات مثبت: نکات مثبت به اندازه نکات منفی مهم نیستند. " میدونم که شیش تا مسابقه رو برده ام اما اگه این یکی رو ببازم حالم از خودم بهم میخوره".
بدون هیچ قید و شرطی احساسات رو به عنوان واقعیت قبول کردن: " من حس میکنم زشتم پس حتما زشتم."
تاکید بیش از حد بر "باید" ها: " باید" ها اغلب کمالگرایانه و انعکاس انتظارات بقیه هستند تا اینکه بیان انتظارات و خواسته های خود شما. " هرکسی باید وقتی وارد دانشگاه میشود برای آینده شغلی اش برنامه داشته باشد. اگه من نمیدونم پس حتما یه جای کارم ایراد داره".
برچسب زدن: برچسب زدن کار ساده ایست و عموما حالت سرزنش دارد." من یه بازنده ام(loser-این کلمه در انگلیسی مفهوم بیشتر از مسابقه رو داره و به شخصیت آدمها بر میگرده. یعنی کلا آدم بازنده ای/انار) و این تقصیر خودمه".
قادر نبودن به قبول کردم تمجید ها: " واقعا از این لباس خوشت میاد؟ به نظر من که چاقم میکنه".


● استراتژی برای بالابردن اعتماد به نفس:
روشهای زیر ممکن است برای غلبه بر تفکرات مخرب مفید باشند.
بر نقاط قوت تاکید کنید: برای سعی کردن به خودتان نمره مثبت بدهید. با تمرکز بر کارهایی که قادر به انجامشان هستید به خودتان برای تلاشهایتان جایزه بدهید به جای اینکه فقط بر نتیجه نهایی تمرکز کنید. اگر به جایی اینکه از کارهایی که باید انجام بدهید شروع کنید از کارهایی که میتوانید انجام دهید شروع کنید این به شما کمک میکند تا بتوانید در حیطه اجتناب ناپذیر محدودیتهایتان زندگی کنید.
▪ ریسک کنید: به تجربه های جدید به عنوان فرصتهایی برای یادگیری نگاه کنید به جای اینکه به اتفاقی که در آن یا میبرید یا میبازید. این کار به شما کمک میکند تا با آغوش باز با اتفاقات جدید برخورد کنید و میتواند پذیرش شما را نسبت به خودتان بالا ببرد. اگر این کار را نکنید هر فرصتی میتواند به موقعیتی برای شکست خوردن تبدیل شود و از رشد شخصیتی جلوگیری میکند.


▪ از گفتگوی درونی(Self-talk) استفاده کنید:

از گفتگوی درونی به عنوان وسیله ای برای مقابله با فرضیات مخرب استفاده کنید. تمرین کنید تا مچ خودتان را در حین این فرضیات بگیرید. بعد به خودتان بگویید " بس کن!" و آن را با یک فرضیه منطقی تر جایگزین کنید. مثلا اگر مچ خودتان را میگیرید که انتظار بی عیب بودن دارید به خودتان یاد آوری کنید که شما نمیتوانید همه کارها را بی عیب و نقص انجام بدهید٬ فقط میتوانید برای انجام دادن کارها تلاش کنید و میتوانید سعی کنید که آنها را خوب انجام بدهید. این به شما کمک میکند تا خودتان را قبول داشته باشد در حالیکه هنوز برای پیشرفت تلاش میکنید.
▪ ارزشیابی خود:

 یاد بگیرید که خودتان را به صورت مستقل ارزیابی کنید. این به شما کمک میکند تا از احساس پریشانی و آشفتگی (sense of turmoil) که به خاطر تکیه کردن دربست به توقعات و نظرات دیگران پیش می آید دوری کنید. اگر بر احساسات درونی خودتان نسبت به رفتار٬ کار و ...خودتان تمرکز کنید هوش و شعورتان نسبت به خود(sense of self) بیشتر میشود و این شعور به شما کمک خواهد کرد تا به راحتی قدرت شخصیتان را به دیگران تسلیم نکنید.
▪ طبع شوخی(sense of humor):

 سعی کنید یاد بگیرید که وقتی کار "احمقانه " ای میکنیدیا اشتباهی میکنید بتوانید به خودتان بخندید. این موقعیت ها را به عنوان بخشی از انسان بودنتان قبول کنید. این به شما کمک میکند تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید و بتوانید ارتباطتان را با بقیه بهبود ببخشید.


برگرفته از :

thoughts.blogfa.com

 www.shamisapsy.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 10:57  توسط محمد پناهی  | 

تقويت اعتماد به نفس كودكان :

تحقيقات نشان مي دهد كه انعطاف پذيري، يكي از مهمترين خصوصياتي است كه شما مي توانيد آن را به فرزندانتان القا كنيد و با استفاده از روش هاي مختلف مي توانيد اعتماد به نفس آنها را براي فائق آمدن بر مشكلات تقويت كنيد.
اگر از شما سؤال شود كه چه چيزي را در زندگي فرزندتان آرزو مي كنيد، بدون شك مي گوييد: خوشبختي، موفقيت در درس و مدرسه، داشتن دوستان خوب، عشق به خانواده و شغل خوشايند و دلخواه او. گرچه شما نمي توانيد همه اين چيزها را يك جا بخواهيد، ولي با كمك به او مي توانيد در پيشرفت خصلت انعطاف پذيري كه كليد دستيابي به تمام اين اهداف است، او را به اين سمت سوق دهيد. مطالعات بي شماري نشان مي دهد كه انعطاف پذيري _ يعني داشتن نيرويي قوي كه بر هر مشكلي پيروز مي شود- براي كودكاني كه با ناملايمات زيادي روبه رو هستند، يك امر حياتي و سرنوشت ساز است اما در اين دنياي پيشرفته و پر از هيجان، همه كودكان به ظرفيتي نياز دارند تا بتوانند با ناملايمات و مشكلاتي از قبيل مدرسه، زمين بازي يا يك مسابقه فوتبال، دست و پنجه نرم كنند. بنابراين والدين بايد توانايي انعطاف پذيري را به جاي زور و اجبار در كودكان خود تقويت كنند. در اينجا به ده  روش براي كمك به تقويت اعتماد به نفس كودكان و پيروزي بر مشكلات اشاره مي كنيم:


۱- صبور و بردبار باشيد. از ديد كودكان به دنيا، توانايي در پرورش انعطاف پذيري، ذاتي است. مجبور نيستيد كه با تمام كارهاي كودكان موافقت كنيد، اما سعي كنيد كه از آنها قدرداني كرده و ايده هاي آنها را تصديق كنيد. وقتي كه كودكان متوجه شوند كه دقيقاً والدينشان به آنها گوش مي دهند، از راهنمايي هاي آنها بيشتر استفاده مي كنند.
البته هنگام عصبانيت و مشاهده رفتار ناخوشايند از فرزندتان، احساس همدردي كردن خيلي مشكل است. در چنين شرايطي بردباري مهمترين چيز است. سارا، دختر خجالتي ۶ ساله اي كه معمولاً والدينش او را براي سلام كردن به اقوام و دوستان وادار مي كردند، اغلب خجالت مي كشيد خود را با موقعيت جديد وفق دهد و والدينش نمي توانستند دريابند كه چرا او نمي تواند مؤدب تر باشد. آنها به او اخطار دادند كه اگر سلام گفتن را ياد نگيرد، افراد ديگر دوست ندارند كه با او باشند؛ اگر چه والدين سارا فكر مي كردند كه با اين كار به او كمك مي كنند ولي آنها متوجه نبودند كه كم رو بودن سارا مادرزادي است كه نمي تواند به راحتي خود را در جامعه نشان دهد.
براي حس همدردي، خود را جاي او گذاشته و فكر كنيد كه در مقابل شنيدن حرف هايي كه به او مي زنيد، چه احساسي پيدا مي كرديد. اگر مادر سارا به اندازه او خجالتي بود، اگر همسر و رئيس او مي گفتند كه در چشمان افراد نگاه كن و صحبت كن، چه احساسي داشت؟ احتمالاً او در اين شرايط آگاه تر و هوشيارتر خواهد شد؛ در صورتي كه قبلاً بدون آگاهي از اين مسئله، زود عصباني مي شد. براي احساس همدردي بيشتر با افراد خجالتي بگوئيد: «سلام كردن براي بسياري از كودكان، سخت و دشوار است. من روشي كه راه را براي تو آسان تر مي كند را انجام مي دهم. شايد در ابتدا اگر با لبخندزدن شروع كني بهتر باشد و كم كم با اين كار خود را براي سلام كردن آماده مي كني» .
با استفاده از اين روش فرزندتان را اميدوار مي كنيد تا بتواند موقعيت خود را بهتر درك كند.
وقتي شما روزبه روز احساس همدردي بيشتري نشان دهيد، در حقيقت به فرزندتان آموخته ايد كه اين كار، امري حياتي است تا او بتواند رضايت و ارتباط با ديگران را حفظ كند و احساس نزديكي بيشتر با فرزندتان باعث مي شود تا او بتواند خود را با هر شرايطي سازگار كند؛ در نتيجه حس انعطاف پذيري او تقويت مي شود.


۲- ارتباطي محترمانه با او داشته باشيد. هميشه به كارها و صحبت هاي خود نسبت به فرزندتان دقت كافي داشته باشيد تا فرزندتان نيز به همان نسبت محترمانه و با ادب رفتار كند. هرگز صحبت آنها را قطع نكنيد. بگوييد كه احساسات آنها را درك مي كنيد يا از كلماتي مانند هميشه و هرگز در برخي مواقع بحراني و حياتي كه نشان دهنده مسلم بودن است، استفاده كنيد.
براي جواب دادن به سوالاتشان وقت بگذاريد. پرسش هايشان برداشت آنها از دنياي خارج و احساساتشان است كه با نشان دادن آنها سعي در برطرف كردن مشكلاتشان كنيد، همه اين كارها پيش زمينه اي براي انعطاف پذيري كودكان است. اگر فرزندتان احساس كند كه سؤال هايش احمقانه و خسته كننده به نظر مي رسد، از مطرح كردن آنها منصرف مي شود.
همچنين صادق بودن براي كودكان خيلي اهميت دارد. معمولاً بچه ها مي دانند كه والدين بعضي از مسائل را از آنها مخفي مي كنند. به عنوان نمونه، پدر و مادري براي اين كه فرزندان دوقلوي ۸ ساله آنها از بيماري سرطان مادربزرگشان ناراحت نشوند، اين مسئله را به آنها نگفتند. البته دختر خانم ها دقيقاً احساس مي كنند كه بعضي چيزها حقيقت ندارد، بنابر اين به والدين توصيه مي شود كه با دخترهايي كه قدرت درك بالاتري دارند صادقانه تر رفتار كنند. البته اين جمله بدين معنا نيست كه تمام مسائل خصوصي و شخصي و يا مسائلي كه به احساسات آنها لطمه مي زند يا خارج از ظرفيت آنها مي باشد را به طور كامل بازگو كنيد، بلكه از گفتن بعضي از مسائلي كه خارج از تحمل آنهاست، صرف نظر كنيد. در نتيجه، با پنهان كردن همه مسائل، فرزندتان را در به دست آوردن موقعيتي كه ياد بگيرد چگونه مي تواند با ناملايمات و مشكلات دست و پنجه نرم كند، محروم كرده ايد.


۳- انعطاف پذير باشيد. والدين مي خواهند فرزندانشان سازش پذير، با ملاحظه و قابل انعطاف در مقابل عقايد جديد باشند. ولي آنها بيشتر در اجراي اين روش شكست مي خورند. اكثر والدين از اين روش براي نزديك شدن به فرزندانشان استفاده مي كنند گرچه زياد موفقيت آميز نبوده است، مثلاً: ما مي دانيم والديني كه مرتب به فرزندانشان در مورد تميزي اتاق، نق مي زنند، نتيجه مطلوبي نگرفته اند.
اگر بعضي اوقات شما چيزي مي گوييد يا كاري را بدون دليل براي مدت ها انجام مي دهيد و نتيجه اي نمي گيريد، كمي تأمل كرده و به روش هاي ديگري كه مي توانيد انجام دهيد فكر كنيد، بدون هيچ درگيري و كشمكشي به نتيجه مطلوب و دلخواه خواهيد رسيد. قوانين آرام و ثابتي در مورد غذا خوردن كامل يا دست شستن پيش از غذا كار را راحت مي كند. و بدين معنا نيست كه در مقابل فرزندتان كوتاه بياييد يا او را بد عادت و لوس كنيد. با به كارگيري از اين روش به آنها ياد مي دهيد كه براي فائق آمدن بر مشكلات روش هاي متعددي وجود دارد و از اشتباهات خود مي توانيد چيزهاي جديد ياد بگيريد. اگر شما در رفتارتان تجديد نظر كنيد، فرزندتان نيز درست مثل شما سعي مي كند هنگام رويارويي با مشكلات زندگي از روش هاي متفاوتي استفاده كند تا بتواند بر آنها پيروز شود.


۴- تمام توجه و حواستان را روي او متمركز كنيد. وقتي كودكان متوجه مي شوند كه والدينشان از بودن با آنها لذت مي برند، احساس عشق و علاقه زيادي مي كنند. اين حس خاص، مكمل و لازمه اعتماد به نفس آنهاست. در حقيقت، مطالعات نشان مي دهد كه كودكاني كه در دوران كودكي خود بر مشكلاتشان پيروز مي شوند كساني هستند كه خود را به راستي باور كرده اند.
طبق جدول زمان بندي شده حتي اگر ۱۵دقيقه در روز توجه كامل خود را به فرزندتان معطوف كنيد كافي است. والدين كودكي ۵ ساله هر شب در كنار او بازي مي كنند، ولي هر وقت كه تلفن زنگ مي زند، بازي را قطع كرده و مشغول جواب دادن به تلفن مي شوند. به تدريج، كودك متوجه مي شود كه تلفن از او خيلي مهم تر است و براي نشان ندادن ناراحتي اش، خود را با ديدن فيلم سرگرم مي كند.


۵- كودكان را براي خودشان و آنچه كه هستند، بپذيريد. شايد فرزندانتان همه انتظارات شما را برآورده نكنند، ولي شناخت خلق و خوي ذاتي آنها بسيار مهم است. هنگامي كه براي آن چه كه هستند توسط ديگران تقدير شوند، احساس امنيت بيشتري براي ارتباط برقرار كردن پيدا مي كنند، همچنين ياد مي گيرند كه چگونه مشكلاتشان را برطرف كنند.
«كارل» پسر بچه ۹ ساله اي است كه اغلب صبح ها بيهوده وقت را تلف مي كند و به سرويس مدرسه نمي رسد. والدينش نسبت به بي مسئوليتي او به شدت عصباني شده و تصميم گرفتند كه او را از بعضي از تفريحات دلخواهش محروم كنند. آنها متوجه نبودند كه كندي «كارل» به دليل بي مسئوليتي او نيست بلكه او به طور ذاتي كمي گيج و حواس پرت است. به جاي فرياد زدن و تنبيه كردن، بهتر است كه با او در مورد آنچه كه به سريع تر آماده شدن او كمك مي كند، صحبت كنند. البته مي دانيم كه والدين بچه هايي كه دير به مدرسه مي رسند براي زود رسيدن آنها از مسئولين مدرسه كمك مي گيرند. كودكان مسئوليت پذيري را دوست دارند و اين باعث تشويق آنها براي به موقع رسيدن به مدرسه مي شود.
البته پذيرفتن فرزندتان، همان گونه كه هست بدين معنا نيست كه همه رفتارهاي بد او را قبول كنيد، بلكه او را درك كرده و به او كمك كنيد تا تغيير روش دهد و بتواند اعتماد به نفس خود را تقويت كند.


۶- به كودكان فرصت جبران كردن بدهيد. كودكان از همان سال هاي اول دوست دارند كه مفيد باشند. اگر از افراد در مورد بهترين خاطرات دوران مدرسه سئوال شود، پاسخ بيشتر آنها كارهايي است كه به نحوي كمك به ديگران و مثبت بوده است، مانند: درس دادن به شاگردان كوچكتر، رنگ آميزي نقاشي ديواري يا كارهاي گروهي و نمايشي در كلاس.
وقتي كودكان را در جهت كمك به ديگران حمايت مي كنيم، به توانايي آنها ايمان داريم كه فرزندانمان ي توانند كارهاي مختلفي انجام دهند و حس مسئوليت پذيري آنها را نيز تقويت كرده ايم. همچنين قبول مي كنيم كه يك كودك ۳ ساله هم مي تواند در خانه مسئوليت پذير باشد، به شرطي كه كار شاقي نباشد. به فرزندان بگوئيد: «ما به كمك تو احتياج داريم.»


۷- سعي كنيد اشتباه كودكان را با تجربه كردن خودشان، برطرف كنيد. كودكاني كه والدينشان نسبت به خطاهاي آنها بيش از حد حساسيت نشان مي دهند، ريسك پذيري كمتري داشته و در نهايت به خاطر اشتباهشان توسط ديگران سرزنش مي شوند. والدين بايد خيلي با اين مسائل راحت تر برخورد كنند به طور مثال اگر فرزندتان براي سومين بار شيرش را روي صندلي مي ريزد، خود را كنترل كنيد و به خود بگوئيد كه اين كار براي كودكان در اين سن طبيعي است و با بزرگ شدن آنها، اين مسئله نيز حل مي شود. با اين روش فرزندتان را براي حل كردن مشكلش آماده مي كنيد. اگر مي خواهيد به فرزندتان دوچرخه سواري ياد دهيد، بگوئيد كه چگونه تعادل خود را حفظ كند و اكثر بچه ها بار اول زمين مي خورند.


۸- به نقاط قوت كودكان تأكيد كنيد. اگر چه كودكان با اعتماد به نفس بالا از شكست دلسرد نمي شوند بلكه از موفقيت خود نيز لذت مي برند. حس موفقيت و غرور آنها، باعث عزت نفس بيشتري شده تا در آينده بهتر بتوانند با مشكلات دست و پنجه نرم كنند.
اگر چه همه كودكان به طور ذاتي ورزشكار، هنرمند يا محبوب نيستند، بلكه هر كودكي به نوبه خود قدرت و توانائي خاص خود را دارد و شما به عنوان والدين او بايد متوجه چنين نيرو و استعداد فرزندتان باشيد و براي اين كه كودكان بتوانند به راستي خود را باور كنند، بايد خود به تنهايي موفقيت را تجربه كنند.


۹- به كودكان اجازه دهيد كه در برطرف كردن مشكلاتشان، تصميم گيرنده باشند. مسئله اي كه بيشتر والدين با آن روبرو هستند اين است كه تمايل دارند خيلي سريع فرزندانشان را از مخمصه نجات دهند. البته به كرات ديده شده وقتي كه مشكل حل مي شود و همه چيز سرو سامان مي گيرد به فرزندانمان مي گوئيم كه ما گفتيم كه چه كار كنيد. اما اگر فرزندتان تكاليف مدرسه اش را نمي داند يا چيزهايش را گم كرده است، او را براي يافتن راه حل و پيدا كردن موقعيتش تشويق كنيد.


۱۰- ادب و نزاكت را به او ياد دهيد. معناي واقعي كلمه «Disipline» ياد دادن است. آخرين هدف پرورش دادن نظم و ترتيب است كه كودك را حتي اگر در كنارش نباشيد، مسئوليت پذير بار مي آورد. مطمئن باشيد هرگز با تهديد كردن و تحقير كردن فرزندتان به نتيجه مطلوب نخواهيد رسيد.
اگر شما در مواقع اضطراري به فرزندتان بگوئيد: تو بعد از مدتي آرام مي شوي. يا بهتر است اضافه كنيد: هر وقت كه آرام شدي، اجازه بده ببينم كه چه شده است. با اين كار به او اجازه مسئول بودن روي اعمالش را مي دهيد. براي كودكان بالاتر از هفت سالي كه يك دنده و لجباز هستند فرصت داده و تأكيد كنيد كه خودشان در تصميم گيري رفتار مناسب توانايي دارند. اگر شما داد و بيداد كنيد، او متوجه منظورتان نمي شود و همچنين اعصاب خود را نيز به هم ريخته ايد.
به طور ايده آل، با تشخيص به موقع سعي كنيد كه مشكلات رفتاري در فرزندتان به وجود نيايد. همچنين اگر فرزندتان كار درستي انجام مي دهد، اجازه دهيد تا خود نيز بداند. تشويق و علاقه شما از همه ستاره ها و برچسب ها براي فرزندانتان با ارزش تر است.

 

منبع:

www.fekreno.org

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 9:54  توسط محمد پناهی  | 

گام عملی جهت پرورش اعتمادبه نفس:

بسیاری از افراد، قدرت ”نه“ گفتن را ندارند و این موارد برای آنان مشکل هائی ایجاد نموده است. امید که از این دسته انسان ها نباشید. اگر پیشنهاد یا درخواستی به شما می شود که میل ندارید آن را بپذیرید، با قاطعیت اما با احترام بگوئید ”نه“

۱) احساس گناه را از خود دور کنید.

مهمترین عاملی که به اعتمادبه نفس شما آسیب وارد می نماید، احساس گناه است. وقتی که با توبهٔ حقیقی، خداوند شما را می بخشد، شما چرا خودتان را نمی بخشید! سال ها پیش اشتباهی را مرتکب شده اید، ولی بار سنگین آن را هنوز به دوش می کشید، از این لحظه، این بار سنگین را به زمین بیندازید و خودتان را سبک کنید. بنابراین اگر احساس گناه را از خود دور کنید، اعتمادبه نفس شما زیاد می شود و زمانی که اعتمادبه نفس شما زیاد شد به راحتی می توانید از گناه فاصله بگیرید.

۲) ”اقتدار“ و ”قاطعیت“ داشته باشید

از امروز تمام کارهای خود را با قاطعیت انجام دهید. بعد از اینکه به درستی تصمیم خود مطمئن شدید، قاطعانه پیش بروید. حرف زدن و راه رفتن شما باید همراه با اقتدار باشد. اگر کلام شما با تردید همراه باشد، تردید خود را به مخاطب القاء کرده و در نهایت، مؤثر نخواهید بود.

۳) از یادآوری شکست های قبلی خود پرهیز نمائید

هرگز به شکست های قبلی خود فکر نکنید. فقط از آن پیام و درس بگیرید و بعد آن را فراموش کنید. اگر خاطرهٔ شکست در یک سخنرانی را برای خود یادآوری کنید، شکست های گذشته، اعتمادبه فنس شما را تضعیف می کند.

۴) عبارت های تأکیدی مثبت را برای خود تکرار کنید

قبل از خواب می توانید عبارت های زیر را در ذهن خود تکرار کنید و با همین جمله ها به خواب بروید به زودی تأثیر معجزه آسای تکرار این جمله ها را خواهید دید:

”اعتمادبه نفس من روز به روز بیشتر و بیشتر می شود“ یا ”من اشرف مخلوقات هستم و اعتمادبه نفس من عالی است“.

۵) عاشق خود، کار خود و خدای خود باشید

خودتان را در هر شرایطی که هستید، بپذیرید. به فرض، اگر قد شما کوتاه است، خودتان را بپذیرید. هرگونه که باشید، روح خداوند در شما جاری است و توجه به همین نکته اعتمادبه نفس شما را زیاد می کند. اگر عاشق خدای خود باشید و خود را وابسته به یک نیروی برتر بدانید، به طور حتم همیشه اعتمادبه نفس دارید. به کار خود علاقه مند باشید و اگر به هر علتی از شغل خود احساس نارضایتی می کنید، سعی نمائید دیدگاه خود را نسبت به آن عوض کنید.

۶) تبسم را فراموش نکنید

سعی کنید در هر شرایطی، تبسم بر لب داشته باشی. تبسم، نشانهٔ بارز اعتمادبه نفس و سلامت روان است. به طور حتم، کسی که هنر و علم ”مدیریت“ و ”نفوذ“ را بداند، هیچ لزومی ندارد که امور خود را با ”علم“ اداره کند. گفته شده پیامبر اسلام (ص) در تمام مدت زندگی خود متبسم بوده اند.

اگر شما تمرین کنید، می توانید در هر شرایطی تبسمی بر لب داشته باشید. تبسم، نماد خوشروئی است و خوشروئی از نشانه های مؤمن است.

۷) مبهم حرف نزنید

اگر به اصطلاح ”مِنُ مِن“ کنید، به دیگران اعلام کرده اید که من اعتمادبه نفس لازم را ندارم. بلند، روان و رسا صحبت کنید. علاوه بر این، صراحت بیان داشته باشید و به ”روشنی“ و ”وضوح“ اعلام کنید که چه می خواهید با منظورتان چیست. حاشیه نروید و به اصل مطلب بپردازید. این اقدام ها اعتمادبه نفس را تقویت می کنند.

۸) مطالعهٔ خود را زیاد کنید.

کسی که زیاد مطالعه می کند و اطلاعات زیادی به دست می آورد، خودش را یک سر و گردن از دیگران بالاتر می بیند و این یعنی همان اعتمادبه نفس.

۹) آراستگی ظاهر خود را حفظ کنید

اگر شما ظاهر آراسته و مرتبی داشته باشید، اعتمادبه نفس بیشتری خواهید داشت. سعی کنید به وضع ظاهری خود چه در لباس خانه و چه در لباس رسمی توجه داشته باشید. اگر ظاهر مطلوبی نداشته باشید، به حضور در جمع علاقهٔ زیادی نخواهید داشت. گاه یک لک بر پیراهن شما ممکن است شما را از شرکت در یک جلسهٔ مهم بازدارد!

۱۰) آرامش خود را حفظ کنید

مضطرب و عجول بودن، از اعتمادبه نفس شما خواهد کاست. سعی کنید آرامش خود را در همه حال حظ کنید. به سرعت کارهای خود را انجام دهید، ولی آرامش خود را از دست ندهید. حتی در میدان جنگ هم اگر آرامش داشته باشید، راه حل یابی برای شما آسان تر خواهد بود. اگر آرامش خودتان را از دست بدهید، ممکن است شمال و جنوب را هم گم کنید. پس یادتان باشد: ”آرامش، اعتمادبه نفس می آورد“.

۱۱) در مقابل آئینه بایستید و از خود تعریف کنید

این کار در کسب اعتمادبه نفس، بسیار مؤثر است. هر روز صبح چند دقیقه این کار را انجام دهید. سعی کنید هنگام نگاه کردن در آینه به موارد مثبت چهرهٔ خود نگاه کرده و از آن تعریف کنید.

۱۲) در حال زندگی کنید

اگر د رحال زندگی کنید و تمام انرژی خود را متوجه زندگی در لحظه نمائید، فردای شما هم تضمین خواهد شد. چرا که فردای شما محصول عملکرد صحیح ”امروز“ شما است. اگر عمر خود را در حسرت دیروز یا نگرانی فردا سپری کنید، لحظه ها را از دست خواهید داد و این به معنی از دست دادن فردا نیز می باشد.

۱۳) دست دادن خود را محکم تر کنید.

به اصطلاح ”شل“ و ”وارفته“ دست ندهید. به خصوص اگر نظامی هستید، محکم و قدرتمند دست بدهید و همچنین گرم و صمیمانه

۱۴) به موفقیت های خود نگاهی بیندازید

از موفقیت هائی که تاکنون داشته اید، برای خود لیست تهیه کرده و همراه خود داشته باشید و هرگاه احساس عدم اعتمادبه نفس کردید، نگاهی به آن بیندازید.

۱۵) به خودتان تبریک بگوئید

حتی از گفتن جمله هائی مانند ”شب بخیر“ و ”دوستت دارم“ نیز به خود امتناع نوزید. حتی برای خودتان جشن تولد بگیرد به خودتان اهمیت بدهید.

۱۶) همیشه مبلغی پول با خود داشته باشید

وجود مقداری پول در جیب و کیف شخصی شما اعتمادبه نفستان را زیاد می کند. تاکنون شاید این موضوع را تجربه کرده باشید.

۱۷) نیروی نگاه خود را تقویت نمائید

افراد نظامی به خصوص آنهائی که در مشاغل فرماندهی بوده اند، ناخودآگاه نیروی نگاه قدرتمندی دارند، اگر می خواهید به این مرحله برسید، تمرین مؤثر زیر را انجام دهید:

چیزی شبیه یک ساچمهٔ سیاه را در وسط یک سینی قرار دهید و سعی کنید با نگاه خود از فاصله ۲ متری آن را حرکت دهید.

۱۸) ”نه“ گفتن را یاد بگیرید.

بسیاری از افراد، قدرت ”نه“ گفتن را ندارند و این موارد برای آنان مشکل هائی ایجاد نموده است. امید که از این دسته انسان ها نباشید. اگر پیشنهاد یا درخواستی به شما می شود که میل ندارید آن را بپذیرید، با قاطعیت اما با احترام بگوئید ”نه“

۱۹) فکر کنید که اعتمادبه نفس بی نظیری دارید

هرگز این فکر را به خود راه ندهید که اعتمادبه نفس ندارید. همیشه سعی کنید نسبت به خود فکرهای مثبت و والائی داشته باشید. اگر خودتان فکر کنید که اعتمادبه نفس ندارید، چه طور انتظار دارید که دیگران فکر کنند شما اعتمادبه نفس دارید! فراموش نکنید که به هر چه فکر کنید، به سرتان می آید. اگر فکر کنید که کاری را نمی توانید اجام دهید، به طور حتم نمی توانید و اگر فکر کنید می توانید کاری را انجام دهید به طور حتم می توانید. آنچه مهم است، فقط افکار شما است.

۲۰) سرعت راه رفتن خود را بیشتر کنید.

کسی که اعتمادبه نفس دارد گام های مستحکم برمی دارد و هدفمند راه می رود. قوی، قدرتمند و پرانرژی باشید.

۲۱) سر خود را بالا نگاه دارید

این کار باعث می شود:

▪ جریان خون از قلب به مغز (خون شریانی) و از مغز به قلب (خون وریدی) به آسانی انجام پذیرد.

▪ حجم ریه ها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود.

▪ راه های هوائی از قبیل نای، نایژه ها، حلق و بینی تا حدودی در یک امتداد قرار گیرند و تنفس، راحت تر شود.

▪ میدان دید بیشتر شود.

▪ به برازندگی ظاهر شخص کمک می کند.

▪ از همه مهمتر، اعتمادبه نفس شخص را زیاد می کند.

منبع: 

Aftab.ir

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 10:26  توسط محمد پناهی  | 

 

اعتماد به نفس چیست؟چگونه آن را افزایش دهیم؟

اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي "اعتماد به نفس"را به خوبي درک نمي کنند ... به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي ان است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام ان کار داشته باشيم .
اعتماد به نفس چيست ؟
"عزت نفس" يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که" اعتماد به نفس " زير سايه ان است . اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه عنوان فردي توانا با کفايت دوست داشتني ومنحصر به فرد .
کفايت يعني توانايي که درحد کافي وتسلط بر امور باشد .
منحصر به فرد يعني با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.
به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان احساس و شناختي که از توانايي ها و محد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .
بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري خود را بر اساس آن که و آن چه به راستي هستيد و نه بر اساس موفقيت ها و دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهيم بالا مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است . اين تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهيد داد تا به خواسته ها ونيازهايتان برسيد .
اعتماد به نفس باور شخصي شماست نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .
اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست که نترسيم . بلکه ان است که بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد
اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد .

انواع اعتماد به نفس!!!
* اعتماد به نفس رفتاري
* اعتماد به نفس احساسي ، عاطفي
* اعتماد به نفس روحي ومعنوي
به منظوران که اقتدار شخصي لازم رابه دست آورده و رضايت و غنايي که استحقاقش راداريد تجربه کنيد ، به هر سه نوع اعتماد به نفس نياز داريد.
- اعتماد به نفس رفتاري ، به معناي قابليت وتوانايي در عمل کردن وانجام دادن کارهاست . از کارهاي ساده گرفته تا کارهاي سخت همانند جامه عمل پوشاندن به روياهايتان . اين همان نوع از اعتماد به نفس است که مورد نظر اغلب ماست .
-- اعتماد به نفس احساسي وعاطفي به معناي توانايي در تسلط وبه کنترل در آوردن دنياي احساس وعواطف شماست .اين که بدانيد چه احساساتي داريد ، معناي ان ها را بفهميد وبتوانيد انتخابهاي احساسي درست بکنيد وازخود در مقابل درد و رنج روحي ولطمه ها وصد مه هاي عاطفي محافظت کنيد وبدانيد چگونه روابطي صميمي ، سالم ومانگار خلق نماييد .
-- سومين نوع از اعتماد به نفس که مهم ترين انها مي باشد ، اعتماد به نفس روحي ومعنوي است . اين نوع از اعتماد به نفس همانا اعتماد وايمان شما به جهان هستي وکل آفرينش وموجودات است . اين ايمان روحي که زندگي ، هدف ونهايتي مثبت را در پي
خواهد داشت وشمابه خاطر هدفي اين جا هستيد وزندگي 70 - 80 - 90 ساله تان برروي اين کره خاکي هدف ومقصودي را دنبال مي کند .
اعتماد به نفس آن است که باور داشته باشيد مي توانيد وتوانايي ان را داريد که تمام توانتان رابه کار بگيريد و شرايط واوضاع زندگي را آن گونه که مطلوب ودلخواه شماست تغيير دهيد

 


چگونه اعتماد به نفس را در خود تقويتکنيم ؟
اصل اول - گذشته را بپذيريد وا ينده را دگرگون کنيد
شما بايد بدانيد که گذشته را نمي توان تغييرداداما آينده هنوز آفريده نشده است . آينده چيزي نيست جز انديشه هاي شما وکوشش براي افريدن انها . منظور ما اين است که در بند گذ شته نباشيد نه اينکه از تجربيات ، خطاها وشکستهاي گذشته درس نگيريد .پس بايد عاقلانه به گذشته نگاه کرد و اند يشه و وقت خود را صرف چيزي کنيم که توان آفريدن ودگرگون ساختن آن را داريم .
اصل دوم - درباره اهدافتان با خود گفتگو کنيد .
اهداف را به صورت جملا تي مشخص در اوريد وبه خود بگوييد ان هم به صورت جملات مثبت . اهداف بايد واقعي ومعقول باشند نه بلند پروازانه که دسترسي به انها ممکن نباشد ونه پيش پا افتاده که ارزش کوشيدن را نداشته باشند . اهداف معقولي براي هرساعت ، روز ، هفته وماه وضع کنيد . موفقيت در اهداف کوتاه شما را براي دست يافتن به اهداف بلند مدت تشويق مي کند و انگيزه تلاش را در شما بيدار مي سازد . همواره اهداف را ياداور شويد تا بخشي از ضمير ناخوداگاه شما گردد.

اصل سوم - تصميم گرفتن را تمرين کنيد .

روانشناسان نشان داده اند که کودکاني که در سالهاي اوليه زندگي خود تشويق شده اند تا براي خود تصميم بگيرند از ديگر کودکاني که اين موقعييت را نداشته اند در اعتماد به نفس رتبه بالاتري کسب کرده اند .تمرين تصميم گيري به شما کمک مي کند تا نسبت به قدرت قضاوت خود اطمينان بيشتري به دست اوريد ودرنتيجه اعتماد به نفس کامل تري کسب نماييد . مهم تصميم گيري است . يادتان باشد که :

قضاوت درست نتيجه تجربه است وتجربه خود نتيجه چندين قضاوت نادرست .

 

بنابراين از هرفرصتي براي تصميم گيري استفاده کنيد واين نيرو را در خود پرورش دهيد .

تصميم گيري مستلزم خطر پذيري واحساس مسئوليت است
اصل چهارم - نتايجي را که مي خواهيد مجسم کنيد .
تصوير روشني را از آنچه مي خواهيد به دست اوريد ، داشته باشيد اين کار باعث مي شود تا انرژي خودرا بران هدف متمرکز کنيد . اين برخورد تصويري باهمه آرمان ها و اهداف براي شما مفيد است وياري تان مي دهد تا کم کم زمينه هاي -دست يابي به انها را فراهم سازيد .
اگر مي خواهيد از شر خصلتي رها شويد خودر ا در حالتي تصور کنيد که از آن خصلت هيچ اثري در شما نيست . همين تصوير وتکرار آن و انجام دادن تمرينهاي اصلاحي به شما کمک مي کند تا از آن خصلت نا خوشايند رها شويد . اين کار خيال پردازي ، بي خاصيت نيست بلکه واقعيت روانشناختي پذيرفته شده اي است که به بسياري کسا ن ياري رسانده است .
اصل پنجم - دربرخي زمينه ها متخصص شويد .
آگاهي عمومي لازمه زندگي فردي واجتماعي است اما کافي نيست . براي پيشرفت در زندگي فردي وحرفه اي شما بايد در زمينه هايي متخصص ومنحصر به فرد باشيد . همين نکته که شما چيزي مي دانيد وديگران نمي دانند به شما اعتماد به نفس مي دهد . بايد اموزش مداوم را به عنوان يک اصل در زندگي خويش بپذيريد

منبع:تبیان

نوشته دکتر مجید ظهرابی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 10:57  توسط محمد پناهی  |